پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
آمار
امروز : 1
ديروز : 17
افراد آنلاين : 1
همه : 3288
 
ساعت : ۰۶:۳۲:۱۹
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

آسمان خاكستري، صبح و عصري تاريك و … هر ساعت جلوي شما را گرفته‌اند! شايد اين‌ها براي يك زندگي لذت بخش اصلا جالب نباشد. طبيعي است كه شما هم دوست داريد تا صبح‌ها، با ديدن آفتاب از خواب بيدار شده و نسيم خنك صبحگاهي صورت شما را بنوازد! كمي رمانتيك است و چيزي شبيه به فيلم‌هاي هاليوودي؛ اما در جهان هستند مناطقي كه اين رويداد، براي ساكنينش تكراري شده و هر روز همين وضع را دارند. جالب است نه؟!

Cartagena_de_Indias_desde_el_cerro_La_Popa-colombia

در سال ۲۰۱۵، گروهي از محققين و سردبيران شروع به تحقيقي در اين باره كردند و در اين روند اطلاعاتي را راجع به بهترين آب و هوا در جهان براي زندگي جمع آوري كردند. اصولا سنجش آب و هوا كار سختي است. در اين ميان مشخص كردن بهترين آب و هوا براي زندگي سخت‌تر از آن است. چون بايد دما، باران، رطوبت و بارش همه و همه بررسي شده و در طول سال مورد بازبيني دقيق قرار گيرند.

گاهي هواي سرد يك منطقه براي برخي از افراد بسيار لذت بخش است و گاهي نيز هواي داغ تابستاني را برخي از انسان‌ها با جان و دل مي‌پذيرند، به همين دليل شايد بيان كلمه بهترين، براي ويژگي چون آب و هوا كمي سخت باشد.

در اينجا به سه كشور اشاره مي‌كنيم كه توانسته‌اند بهترين امتيازها را در رده بندي دل چسب‌ترين آب و هوا در جهان كسب كنند. مورد مشترك اين كشورها اين است كه همگي در ارتفاع ۵ هزار پايي از سطح دريا قرار دارند و همگي در مناطق استوايي واقع شده‌اند.

    اكوادور: سرزمين بهارهاي ابدي

پايتخت كشور اكوادور يعني كيتو، يكي از بهترين نقاط زمين است! به قول يكي از دوستان، شايد بهتر از آب و هواي اين شهر نتوان جايي در كره زمين پيدا كرد. مردم آنجا اكثر اوقات تنها به يك تي‌شرت و يك شلوار جين نياز دارند! هميشه هوايي عالي در كنار ابرهاي در حال حركت و آفتابي لذت بخش.

quito

ميانگين دما هوا در اين كشور بين ۱۵ تا ۲۱ درجه است! يعني نه نياز به كولر داريد و نه بخاري! عجيب است نه؟!

اين منطقه تنها دو فصل دارد، تابستان خشك و زمستان باراني! اما هيچ كدام بيش از حد اذيت كننده نيستند.

    كلمبيا: از دو فصل لذت ببريد

كلمبيا يكي از همسايگان اكوادور بوده و آب و هوايي شبيه به آنجا داشته و تنوع جغرافيايي لذت بخشي نيز دارد. پس هر توريستي با رفتن به اين منطقه به هيچ وجه پشيمان نخواهد شد. شهر Medelin در واقع به‌عنوان شهري با بهار ابدي شناخته مي‌شود و نام ديگرش شهر گل‌هاست. در اين شهر در ايام زيادي از سال مي‌توانيد شاهد گل‌هاي زيباي رز، اركيده، داوودي و ده‌ها گل زيباي ديگر باشيد.

Cartagena-Colombia-palenquera-Jose-Balido

ارتفاع اين شهر، حدود ۵ هزار پا بالاتر از سطح درياست. ميانگين دماي هوا در اين كشور و شهر مدلين، روزها ۲۷ درجه و شب‌ها حدود ۱۷ درجه است. اين منطقه نيز همانند اكوادور داراي دو فصل مرطوب و خشك است. از مهرماه نيز فصل پر باران اين كشور آفاز مي‌شود.

اين كشور با همين آب و هواي جذاب، بهترين قهوه‌ها را به دنيا صادر مي‌كند.

    مكزيك: جايي براي پيدا كردن بهترين آب و هوا

زندگي در كشور مكزيك يك شانس فوق‌العاده است. اين كشور با آب و هواي فوق‌العاده‌اش مي‌تواند رويايي‌ترين دوران زندگي يك فرد را رقم بزند. رطوبت بسيار كم، روزهاي آفتابي بسيار زيبا و لذت بخش، انبوه گل‌هاي زيبا در طول سال و بهتر از همه، عدم وجود برف و يخ در سال!

Amazing-Nature-Landscape-of-the-World-Sea-Shore-in-Mexico-the-Blue-Sky

جزيره چاپالا كه در ايالت جالسيكو در جنوب شهر گوادلاخارا قرار گرفته است، يكي از بهترين آب و هواهاي موجود در زمين را دارد. (چه جمله سنگيني!)

اين درياچه، توسط كوه‌ها احاطه شده و همين باعث مي‌شود تا از بادهاي سنگين شمالي در امان باشد. اين اتفاقات كمك كرده است تا دماي ميانگين اين منطقه در گرم‌ترين فصل سال تنها ۳۲ درجه و در سردترين ماه سال يعني ژانويه، هوايي معادل ۲۳ درجه سانتي گراد داشته باشد. باران‌هاي پي در پي در اين نقاط، كمك كرده است تا كوهستان‌هاي اين منطقه هميشه سر سبز و زيبا باشند. واقعا هم كه زيباست!

خب، آيا دوست داريد در اين مكان‌هاي رويايي زندگي كنيد؟

بهترين آب و هوا براي شما چيست؟! آيا زمستان و برف‌بازي‌اش را دوست داريد، يا ترجيح مي‌دهيد پاييز باشد و در هواي باراني دونفره كمي قدم بزنيد؟! البته كشور ما هم از اين مناطق كم ندارد، اگر آَشنايي داريد، با ما در ميان بگذاريد.

 

:: موضوعات مرتبط: آب و هوا
:: برچسب‌ها: بهار،دما،آب وهوا،فصل،
 



چطور باهوش شويم
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۰۶:۲۷:۱۴
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

 چطور باهوش شويم باهوش شدن دغدغه بسياري از والدين براي فرزندانشان است خبر خوب اين است كه راه هايي براي افزايش هوش وجود دارد كه ما در اين مقاله به 10 تا از بهترين و كاراترين روش ها براي افزايش هوش اشاره شده است

هميشه اين حقيقت وجود دارد كه بعضي افراد به طور ذاتي فوق العاده باهوش هستند و بعضي افراد نيز خيلي خوش شانس نبوده و از ضريب هوشي يا iO كمتري برخوردار هستند.اين موضوعي است كه واقعا در زندگي وجود دارد.اما آيا واقعا اينگونه است و انسان ها از همان بدو تولد از نظر هوشي با يكديگر تفاوت دارند ؟

آيا راهي براي افزايش هوش و iQ وجود دارد ؟ در پاسخ به پرسش دوم بايد بگوييم بله وجود دارد و در اين مطلب به چند مورد از انها آنها اشاره خواهيم كرد.

دانشمندان به اين باور رسيده اند كه هوش موضوعي نيست كه از قبل تعيين شده باشد.درجه هوشي كه با آن متولد مي شويم،تنها يك نقطه آغاز است و علي رغم خصوصيات ژنتيكي،ما اين امكان را داريم كه باهوش تر شويم و ميزان ضريب هوشي (IQ) خود را افزايش دهيم و حتي بي نهايت شويم.

كاشف علم عصب شناسي،كاندنس پرت در اين باره معتقد است، انقلابي در حال رخ دادن است.دو حوزه عصبي در اين زمينه وجود دارد:علوم سخت مانند شيمي،فيزيك،زيست فيزيك از يك سو و در سوي ديگر مجموعه اي از دانش كه در رفتارشناسي،روانشناسي و روانپزشكي وجود دارد و حالا يك رعد و برق ناگهاني،اين دو مجموعه را به هم متصل مي كند.همه اينها در يك مجموعه گرد هم مي آيند و نام آن مجموعه عصب شناسي”

۱. تغذيه

ناگفته پيدا است كه تغذيه ي شما بر قدرت حافظه تان تأثير دارد. بخشي از تركيباتي كه بايد به بدن شما برسند، عبارت اند از:

آنتي اكسيدان ها: اين تركيبات سلامت مغز شما را حفظ مي كنند و حتي مي توانند ساخت سلول هاي جديد مغزي را تحريك كنند. آنتي اكسيدان ها در ميوه هاي رنگي و سبزي هايي مانند كرفس، كلم بروكلي و گل كلم بسيار فراوان هستند. پودر كاري و گردو نيز منابع مفيد آنتي اكسيدان هستند. در چاي سبز آنتي اكسيداني به نام پلي فنول وجود دارد كه از مغز شما در برابر راديكال هاي آزاد محافظت مي كند.

امگا-۳: امگا-۳ نوعي چربي حيواني است و همان طور كه مي دانيد، غني ترين منبع آن ماهي و مخصوصا ماهي هاي چرب آب سرد مانند سالمون، تن، قزل آلا و ساردين هستند. اگر از غذاهاي درياي خوشتان نمي آيد، مي توانيد از گردو، لوبياچيتي، اسفناج، بروكلي و سويا استفاده كنيد. اين تركيبات هم سرشار از امگا-۳ هستند. توجه داشته باشيد كه بايد نسبت امگا-۳ به امگا-۶ را در تعادل نگه داريد. براي اين منظور بايد از مصرف چربي هاي امگا-۶ آسيب ديده (روغن هاي گياهي فراوري شده) خودداري كنيد.

تري گليسيريد با زنجيره ي متوسط: اين چربي هم از بيماري هاي دژنراتيو عصبي پيشگيري مي كند و هم مي تواند آن ها را درمان كند. روغن نارگيل منبعي غني از اين نوع چربي است. يك قاشق سوپ خوري از اين روغن حاوي بيش از ۲۰ گرم از اين چربي مفيد است.

ويتامين B12: اين ويتامين براي عملكرد سالم مغز ضروري است. افرادي كه كمبود ويتامين B12 دارند، در تست هاي شناختي ضعيف تر عمل مي كنند و حجم مغزي كمتري دارند. گوشت قرمز انتخابي بسيار عالي براي تأمين اين ويتامين در بدن شما است.

ويتامين D: گيرنده هاي فعال ويتامين D، رشد عصب هاي مغزي شما را افزايش مي دهند. پژوهش ها نيز نشان مي دهند كه مسيرهاي متابوليكي مربوط به ويتامين D در قسمت هايي از مغز كه به برنامه ريزي، پردازش اطلاعات و شكل گيري حافظه مربوط هستند، يعني هيپوكامپ و مخچه، وجود دارند. هرچقدر سطح ويتامين D شما كمتر باشد، عملكرد ذهني ضعيف تري خواهيد داشت. ويتامين D در بدن و در اثر تابش نور آفتاب ساخته مي شود. پس سعي كنيد به مقدار مناسب در معرض نور خورشيد قرار بگيريد. اگر پوستتان روشن است، ۱۵-۲۰ دقيقه كافي است؛ اما اگر پوست تيره داريد يا سنتان بالا است، اين زمان بايد بيشتر باشد. توجه داشته باشيد كه نور عبوري از پنجره كافي نيست.

كولين: كولين همان ويتامين B4 است و براي متابوليسم و سوخت و ساز چربي لازم است. در بزرگ سالان كولين به عملكرد درست غشاهاي سلولي كمك مي كند، در ارتباطات سلول هاي عصبي نقش دارد و از ساخت هموسيستئين (مقدار زياد آن با بيماري هاي قلبي مرتبط است) در بدن شما جلوگيري مي كند و التهاب هاي مزمن را كاهش مي دهد.

اين ماده در خانم هاي باردار نقش مهم تري دارد؛ زيرا مي تواند از نقص هاي مادرزادي جلوگيري كند. اگر باردار هستيد، حتما نياز بدنتان به اين ماده را تأمين كنيد. كولين در رشد مغزي كودكان شما نقش دارد و اثرات مثبت آن در بدن آن ها باقي خواهد ماند. گوشت و تخم مرغ كولين دارند. اگر گياه خوار هستيد، ممكن است اين ماده در بدنتان كم باشدِ بنابراين حتما به فكر جايگزيني و تأمين اين ماده باشيد.

۲. ورزش

ورزش با تحريك سلول هاي عصبي، توليد آن ها را سرعت مي بخشد، ارتباطات آن ها را قوي تر و از آن ها در برابر صدمات محافظت مي كند؛ به اين ترتيب مغز شما با بهينه ترين ظرفيت ممكن كار خواهد كرد.

وقتي ورزش مي كنيد، سلول هاي عصبي پروتئين هايي به نام عامل هاي نوروتروفيك آزاد مي كنند. يكي از اين پروتئين ها به نام BDNF باعث مي شود مجموعه اي از مواد شيميايي ديگر كه در سلامت مغزي مؤثر هستند و مستقيما فعاليت هاي شناختي مانند يادگيري را بهبود مي بخشند، آزاد شود.

پژوهش هاي بسياري در مورد ارتباط ورزش و مغز انجام شده است. در يكي از اين پژوهش ها مشخص شد كه ورزش كردن جريان خون به سمت مغز را افزايش مي دهد و سرعت يادگيري را دو برابر مي كند. در پژوهش ديگري مشخص شد كه اگرچه مركز حافظه ي مغزي در طول زمان كوچك مي شود (و طبيعتا عملكرد آن كاهش مي يابد)؛ اما اگر ورزش كنيد هر سال ۱ تا ۲ درصد به اندازه ي اين مركز اضافه خواهد شد (و طبيعتا نه تنها عملكرد آن ثابت مي ماند، بلكه مي تواند بهتر شود).

يك برنامه ي ورزشي خوب بايد شامل تمرين هاي اينتروال با شدت بالا، تمرينات قدرتي و كششي، تمرين هاي مربوط به ميانه ي بدن (كمر، شكم) و تمرين هاي تداومي منظم باشد. مي توانيد به باشگاه مراجعه و برنامه اي جامع دريافت كنيد. برنامه هاي موبايل بسياري نيز وجود دارند كه مي توانند به شما ورزش ها را پيشنهاد دهند و فعاليت شما را نيز ردگيري كنند؛ اما بهتر است يك متخصص اين ورزش ها را براي شما تأييد كند.

۳. از انجام هم زمان كارها خودداري كنيد

جهان مدرن و سريع و حجم عظيم كارهاي به سرانجام نرسيده؛ همه ي اين ها را مي دانيم. اما اين سرعت بالا و انجام هم زمان كارها به شما و قدرت ذهني تان صدمه مي زند. چندوظيفگي (Multitasking) زماني فقط به دنياي كامپيوترها تعلق داشت؛ اما اكنون همه ي انسان ها تلاش مي كنند كه در مدت زماني كوتاه، كارهاي بيشتري را با بيشترين سرعت ممكن انجام دهند. انجام هم زمان كارها شما را كند مي كند، خطاي شما را افزايش مي دهد و باعث مي شود فراموش كار باشيد. ذهن شما براي حفظ هر قطعه از اطلاعات به ۸ ثانيه زمان نياز دارد. با انجام هم زمان كارها، شما اين فرصت را به ذهنتان نمي دهيد، بنابراين بعدها بخشي از اطلاعات را به ياد نخواهيد آورد.

تمركز حواس به شما كمك مي كند تا تمركزي پايدار به دست آوريد. اگر متوجه شديد كه هم زمان چندين كار را انجام مي دهيد، چند لحظه صبر كنيد. روي يكي از كارهايتان تمركز كنيد و خود را مجبور كنيد كه تنها اين كار را انجام دهيد و به انتها برسانيد. اگر افكاري به ذهنتان راه يافتند و تمركزتان را برهم زدند، به خودتان يادآوري كنيد كه اين افكار تنها تصورات ذهن شما هستند، نه واقعيت. آن ها را بدون استرس از ذهنتان دور كنيد و به كار خود بپردازيد. پيشنهاد مي شود كه در پايان روز ۱۰ تا ۱۵ دقيقه مديتيشن داشته باشيد. بازهم برنامه هاي اندرويد و آي او اس وجود دارند كه مي توانند راهنماي شما باشند. با مديتيشن در دقايق پاياني شب، ذهنتان را خالي كنيد و خوابي آرام داشته باشيد.

۴. خواب شبانه

پژوهش هاي بسياري در مورد ارتباط خواب و عملكرد مغز صورت گرفته است. خواب شبانه باعث مي شود عملكرد و حافظه ي شما بهبود يابد و عملكرد شما در مهارت هاي چالش برانگيز بهتر شود. خواب شبانه ي بين ۴ تا ۶ ساعت، باعث مي شود در روز بعد بهتر فكر كنيد.

پروسه ي رشد مغز (neuroplasticity) بر ظرفيت مغز شما در كنترل رفتارهايي مانند يادگيري و حافظه مؤثر است. وقتي نورون ها توسط رويدادها يا اطلاعات محيطي تحريك مي شوند، رشد مغز اتفاق مي افتد. خواب و كمبود آن بر عملكرد چند ژن كه براي رشد سيناپسي مهم هستند، تأثير مي گذارد.

وقتي شما خواب هستيد، اتصالات سيناپسي مغزتان قوي تر مي شود. انواع خاصي از تقويت هاي طولاني مدت كه فرايندي عصبي مرتبط با يادگيري و حافظه هستند، در طول خواب رخ مي دهند. اين امر در مورد كودكان نيز صدق مي كند. چرت هاي كوتاه قدرت مغزي آن ها را افزايش مي دهد. در پژوهش ها ديده شده است كه چُرت كوتاه ميان فرايند يادگيري و امتحان، به توانايي بيشتر كودكان در شناسايي الگوهاي اطلاعات جديد مي انجامد و تغيير مهمي در حافظه ايجاد مي كند كه نقش مهمي در توسعه ي شناختي دارد. در بزرگ سالان نيز چُرتي كوتاه در ميانه ي روز، قدرت مغز را بازگرداني مي كند.

براي خواب بهتر مي توانيد چند نكته ي زير را رعايت كنيد:

در محيطي كاملا تاريك بخوابيد.

وسايل الكترونيكي و وسايلي را كه ميدان مغناطيسي ايجاد مي كنند، از بسترتان دور كنيد.

حداقل يك ساعت قبل از خواب، مسائل كاري را رها كنيد.

دقيقا قبل از خواب تلويزيون نبينيد.

چند ساعت پيش از خواب، ميان وعده اي پُر پروتئين مصرف كنيد.

۵. بازي هاي ذهني

وقتي مغز شما اطلاعات جديدي دريافت نكند، به چالش كشيده نشود يا فعاليت نداشته باشد، به تدريج ضعيف خواهد شد. اگر بتوانيد مغز خود را تحريك كنيد و به فعاليت وا داريد، مي توانيد اين ضعف را از بين ببريد.

يكي از راه هاي به چالش كشيدن مغزتان، استفاده از بازي هاي ذهني است. در وب سايت هاي متعددي مانند Lumosity.com مي توانيد آنلاين بازي كنيد. اپليكيشن هاي بسياري مانند Brain Games، Memorado، Elevate (Brain Trainings)، NeuroNation و ... نيز اين بازي ها و تمرين ها را در اختيار شما قرار مي دهند.

در مورد چنين بازي هايي به يك نكته توجه داشته باشيد: حداقل ۲۰ دقيقه در روز به اين بازي ها اختصاص دهيد؛ اما براي هر مرحله/نوع بيش از ۵ تا ۷ دقيقه وقت نگذاريد؛ زيرا تنها همين دقايق اوليه هستند كه فايده دارند و بيش از آن مغزتان با اين بازي ها مانند وظيفه اي كه بايد در طول روز تكميل شود، برخورد مي كند، نه تمريني براي تحريك خود.

اما به تازگي شواهدي ارائه شده اند كه اين بازي ها صرفا شما را در آن نوع بازي قوي مي كنند و تأثيري در بهبود يا قوي تر كردن هوش يا حافظه ي شما ندارند؛ بنابراين مورد بعدي، گزينه ي قابل اطمينان تري است.

۶. مهارتي جديد ياد بگيريد

شركت در فعاليتي هدفمند و معنادار سيستم عصبي شما را تحريك مي كند، اثرات بيماري هاي مربوط به استرس را از بين مي برد، ريسك زوال عقل را كاهش مي دهد و سلامت شما را بهبود مي بخشد. پژوهش ها نيز نشان داده اند كه شركت در فعاليت هاي نيازمند فعاليت مغزي، مانند عكاسي، فراگيري نوازندگي يك ساز يا ساختن مدل، عملكرد حافظه را بهبود مي بخشد.

در انتخاب اين فعاليت بايد به ۴ نكته توجه داشته باشيد. فعاليت مورد نظر بايد:

چيزهاي جديدي به شما بياموزد: اين فعاليت بايد براي شما ناآشنا و جديد باشد تا مغزتان را به فعاليت وا دارد.

چالش برانگيز باشد: اين فعاليت بايد توجه و تمركز شما را تماما به خود اختصاص دهد و اين حالت را در همه ي زمان ها حفظ كند.

امكان پيشرفت داشته باشد: به دنبال فعاليت هايي باشيد كه مي توانيد آن ها را از سطوح آسان شروع كنيد و سپس در آن پيشرفت كنيد.

پاداش بگيريد: پاداش گرفتن ضامن ادامه ي پروسه ي يادگيري مغز است. هرچقدر بيشتر به اين فعاليت علاقه مند باشيد، ادامه ي آن محتمل تر خواهد بود؛ بنابراين فعاليتي را انتخاب كنيد كه گرچه چالش برانگيز است، اما لذت بخش نيز هست.

۷. زماني را به دوستانتان اختصاص دهيد

زماني را به دوستانتان اختصاص دهيد و خوش بگذرانيد. اين امر مزاياي ذهني بسياري براي شما دارد. پژوهش ها نشان داده اند كه دوستي هاي خوب و پشتيباني هاي قوي نه تنها سلامت عاطفي شما را تضمين مي كنند، بلكه تأثير مثبتي بر سلامت مغزتان دارند. بنابراين سعي كنيد زندگي اجتماعي فعال تري داشته باشيد.

۸. استرس نداشته باشيد!

استرس در طول زمان، سلول هاي مغزي را نابود مي كند و به هيپوكامپ مغز كه مسئول ايجاد خاطرات جديد و حفظ قديمي ها است، آسيب مي زند.

9. اجتماعي باشيد

صحبت كردن با ديگران در خانه، مدرسه يا اجتماع، عملكرد مغز را بهبود ميبخشد. مطالعات نشان ميدهند كه فعاليتهاي اجتماعي براي مغز مفيد است بنابراين وارد فعاليتهاي اجتماعي شويد، در كلاس مورد علاقه تان ثبت نام كنيد يا با دوستانتان تماس بگيريد.

10. با كساني حرف بزنيد كه مخالف شما هستند.

با كسانيكه با شما مخالفند، بحث دوستانه كنيد. اينكار كمكتان مي كند تا:

1.نظرتان را اثبات كنيد

2. متقاعد شويد كه اشتباه مي كنيد

در هر دو حالت، شما برنده هستيد. در اولين حالت، شما با بحث منطقي فرد مقابل را متقاعد مي كنيد و در حالت دوم منطق اشتباهي كه قبلا داشتيد، اصلاح مي شود.

:: موضوعات مرتبط: علمي و آموزشي
:: برچسب‌ها: باهوش،تغذيه،ورزش،خواب،بازي،
 



كفن و دفن در ايران باستان چگونه بود
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۰۵:۴۸:۵۳
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

ايرانيان در دوره‏‌هاي باستان گاه جسد را با موم مي‏ پوشاندند و آن‏گاه آن را دفن مي‏كردند چنانكه در جنوب ايران متداول بود. گاه جسد را مي‏‌سوزاندند و اين عمل به دليل فراواني چوب و وجود جنگل بيشتر در جنوب درياي مازندران و ديگر مناطق پرجنگل انجام مي‏شد. گاهي نيز اجساد را در دخمه‌‏هايي مي‌‏گذاردند تا طعمه ي لاشخورها شوند.

 

گاه نيز اموات را در تابوت‌‏ها يا كوزه‏‌هاي سفالين دفن مي‏‌كردند. پس از فراگيري دين زرتشت و هنگامي كه اين دين به صورت دين رسمي ايرانيان درآمد، سوزاندن، غرق كردن و به خاك سپردن جسد گناه بزرگي شمرده شد.

 

در آيين زرتشت آتش و آب و خاك مقدس هستند اگر جسد را مدفون كنند خاك را آلوده ساخته‌اند و اگر در آب غرق كنند آب را ناپاك نموده‌اند و اگر در آتش بسوزانند با آلوده ساختن اين فروغ آسماني بزرگترين معاصي صورت گرفته‌است.

به عقيده ي پيروان مزديسنا بايد جسد را در دسترس مرغان و جانوران لاشه‌خور قرار داد و يا بالاي برج هاي خاموشي يا دخمه در معرض نابودي گذاشت.

تعدادي از اين دخمه ها قديمي و كهنه بوده و برخي ديگر توسط روانشاد فرزانه “مانكجي ليمجي هاتريا “كه حدود سال ۱۲۳۳ خورشيدي از سوي پارسيان بمبئي براي بهبود وضع اجتماعي و ديني زرتشتيان به ايران آمده بود، ساخته شد كه مدتي هم اين دخمه ها مورد استفاده قرار مي گرفتند. پس از آن در تهران از ميانه دهه ۱۳۱۰ و در كرمان پس از دهه ۱۳۲۰ و در يزد پس از دهه ۱۳۴۰ دخمه ها تبديل به آرامگاه ها شدند.

دخمه، ديوار دايره اي و ضخيمي به شكل برج است كه بر بالاي صخره ها و كوه هاي نه چندان بلند از خشت و گل ساخته شده است و پلكاني زمين هموار را به درب دخمه متصل مي كند.

 

دخمه، ۲ طبقه و داراي چندين اتاق مي باشد كه يكي از اين اتاقها ويژه “آتش سوزها”‌ بوده است. فاصله دخمه از اتاق آتش سوزها حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ متر مي باشد؛ وظيفه آتش سوزها كه معمولا ۲ نفر بوده اند اين بوده است كه از روزي كه تن درگذشته را به داخل دخمه مي سپردند، از سر شب تا بامداد، در آن اتاق كه يك پنجره رو به دخمه داشته آتش روشن كنند و اين آيين از آنجا سرچشمه مي گيرد كه بنابر باور زرتشتيان، روان درگذشته تا ۳ شبانه روز در اطراف و بالاي تن درگذشته در پرواز است و پس از شب سوم به آسمانه پرواز مي كند و در مدت ۳ شب نخست پس از مرگ، روان نبايد از تاريكي و تنهايي بهراسد.

 

خاك‌سپاري
اعتقاد به روح و روان و زندگي پس از مرگ به اشكال گوناگون در سراسر نقاط و مراكز جهان باستان از جمله ايران وجود داشته‌است. بر اساس و مبناي همين اعتقاد در گور مردگان اسباب و لوازم زندگي و خوراك و پوشاك قرار مي‌دادند.

در ادواري قديم‌تر بر اساس شغل متوفا ابزار پيشه‌اش را نيز پهلوي دستش قرار مي‌دادند. اغلب مردگان را در عمق كمي كه گاهي از ۲۰ سانتيمتر نيز تجاوز نمي‌كرد، دفن مي‌كردند. شكل اسكلت‌هايي كه باقي مانده به شكل خميده و منحني است. برخي اوقات مرده را طوري خميده دفن مي‌كردند كه تمام اعضاي بدنش به جانب شكم كشيده شده باشد.

با پيدايش و كشف فلزات، زينت مردگان با اشيا ي طلا و نقره و سنگ‌هاي گران‌بها رسم و شايع شد. اين رسم خدمت مهمي به فهم هنر و دانستني‌هاي ديگر باستان‌شناسان كرده‌است زيرا كه تقريباً تمامي جواهراتي كه از زمان‌هاي باستان به دست ما رسيده‌است از مقابر و گورها يافت شده‌است.

رنگ‌كردن مردگان در ادوار قديم
جسد مرده را با رنگ قرمزي مي‌پوشانيده‌اند كه از اكسيد آهن به دست مي‌آمده و در فلات ايران فراوان بوده‌است. اين نظر هم وجود دارد كه ممكن است زندگان بدن خود را به دلايلي با همين ترتيب رنگ مي‌كردند و چون فوت مي‌شدند، اثر اين رنگ بر بدنشان باقي مي‌مانده‌است. در دوران هاي متأخرتر بجاي اكسيد آهن بر استخوان‌بندي متوفا با رنگي سرخ فام، با گِلِ اُخرا نقش هايي ايجاد مي كردند.

 

كفن و دفن در ايران باستان چگونه بود

 خاك‌سپاري در منازل دفن
مردگان از ايران باستان تا امروز در بعضي موارد تفاوت پيدا كرده و آن اين است كه گاهي در آن زمان مردگان را كف خانه خود متوفي دفن مي كردند. به اين ترتيب كه كف گلين خانه را در حاشيه ديوارها مي كندند و مرده را در آن قرار مي دادند. در خانه هاي اشرافي تر و محكم تر به جاي كف حياط كف اتاق را مي شكافتند.

 

شيوه ساده تدفين پيچيدن مرده در كفن و خاك كردن آن بود. نوع تجملي تر اين بود كه مرده را در كندوي گلي ذخيره آذوقه جاي مي دادند و سپس در گودالي مي گذاردند. ظاهرا براي اين كار از كندوهاي لب پريده و گاهي شكسته هم استفاده مي شده است. براي كودكان خردسال از تشت و لگن و خمره هاي گلي استفاده مي شد.

افراد ثروتمند و متمول ترها مي توانستند از تابوت شخصي كه خود سفارش مي داده اند استفاده كنند.اين تابوت ها معمولاً از گل بود و سرپوشي از تخته داشت . معمولاًشكل تابوت هاي تجملي ايراني ها در قسمت پا مثلثي و در قسمت سر به صورت دايره بود.تابوت هاي مسين بسيارگران قيمت تري هم  به شكل تابوت هاي گلي ساخته مي شد دونمونه كاملا سالم از اين گونه تابوت ها در اور پيدا شده است كه از ابزار و آلات درونشان پيداست كه از دوران هخامنشيان است.

 

در داخل يكي از اين دو تابوت ، تابوت چوبي ديگري به همان شكل تابوت مسيجاي داشت اين يكي نيز از چوب بود.روي تابوت مسي ديگر قوسي از آجر زده بود.
اعتقاد به روح و روان و زندگي پس از مرگ به اشكال گوناگون در سراسر نقاط و مراكز جهان باستان از جمله ايران وجود داشته‌است. بر اساس و مبناي همين اعتقاد در گور مردگان اسباب و لوازم زندگي و خوراك و پوشاك قرار مي‌دادند.

نوارهايي از برنز كه مانند كمربند ميان تابوت را گرفته ، از زيبايي خاصي برخوردار است.در اين نوارها نقش قوچ و گل كنده شده است.تابوت مسيني كه در زيويه به دست آمده نيز شباهت زيادي به اين تابوت دارد.تابوت مسي كه در شوش پيدا شده است بيش تر شبيه به يك وان بيضي شكل است كه لبه دارد و در قسمت پايين گرد نيست.

 

در نزديكي تخت جمشيد گورستاني با ويژگي هاي خاصي پيدا شده است.تابوت ها از سفال و قسمت پايينشان گرد است ، البته قسمت پايين باريك تر از قسمت هاي بالاي تابوت است.سرپوش اين تابوت ها هم از سفال و كمي محدب است.به عقيده باستان شناسان از اين گورستان در زمان هخامنشيان متأخر و همچنين در زمان اشكانيان استفاده مي شده است.

البته در آن زمان هم بين اشراف و فقرا تفاوت وجود داشته مانند امروز كه يكي پيدا مي شود در قبر چند ميليوني مي خوابد و مرده ديگر در قبر ۳۵ هزار توماني.

:: موضوعات مرتبط: تاريخ
:: برچسب‌ها: دفن،خاكسپاري،موم،باستان،جسد،
 



هنرهاي برجسته ايراني
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۰۵:۴۵:۳۴
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

فرش


قالي پازيريك
نوشتار اصلي: قالي ايراني

قديمي‌ترين نمونهٔ قالي ايراني كه يافته شده قاليچه‌اي است با نقوش اصيل هخامنشي كه در گور يخ‌زدهٔ يكي از فرمانروايان سكايي در درهٔ پازيريك در ۸۰ كيلومتري مغولستان بيروني پيدا شده و قالي پازيريك ناميده مي‌شود. پژوهشگران اين قالي را از دست‌بافت‌هاي پارت‌ها يا مادها مي‌دانند. قالي ايراني از ديرباز معروف و مورد استفاده بوده. گزنفون تاريخ‌نگار يوناني در كتاب سيرت كوروش مي‌نويسد: «ايرانيان براي اين‌كه بسترشان نرم باشد قاليچه زير بستر خود مي‌گسترند.
نگارگري ايراني
خاوران نامه مربوط به مكتب شيراز سدهٔ ۹ (تيموري) - سرهاي شعله‌گون مشخصهٔ اصلي نگاره‌هاي اين كتاب است
نوشتار اصلي: نگارگري ايراني

نگارگري ايراني كه مينياتور نيز خوانده مي‌شود شامل آثاري از دوره‌هاي مختلف تاريخ ايران است كه بيشتر به صورت مصورسازي كتب ادبي (ورقه و گلشاه، كليله و دمنه، سمك عيار، و…)، علمي و فني (الترياق، الادويه المفرده، الاغاني، و…)، تاريخي (جامع التواريخ، و…)، و همچنين، برخي كتب مذهبي، همچون، خاوران نامه مي‌باشد.
سفال و سراميك
زربفت
كوزه سفالي متعلق به هزاره چهارم قبل از ميلاد در موزه ملي ايران
نوشتار اصلي: سفال ايراني

سفالگري يا كوزه‌گري ايراني سابقه طولاني در تاريخ ايران دارد. سفالگري يكي از اولين و مهم‌ترين اختراع‌هاي ساخته شده توسط انسان است. براي مورخان و باستان شناسان از مهم‌ترين مظاهر هنري است. باستان شناسان از راه سفالگري با شرايط اجتماعي و اقتصادي يك دوره يا يك منطقه آشنا مي‌شوند. با مطالعه سفال‌ها در مورد زندگي، دين مردم و تاريخ٬روابط اجتماعي و نگرش جامعه را نسبت به همسايگان تفسير مي‌كنند

ساخت سفال در ايران داراي سابقه طولاني و درخشان است. با توجه به موقعيت جغرافيايي خاصي كشور ايران، كه در محل تقاطع تمدن‌هاي باستاني و در مسيرهاي كاروان‌هاي مهم واقع است، تقريباً در هر بخشي از ايران، در زمان‌هاي مختلف درگير ساخت سفال بوده‌اند. با اين حال، حفاري‌هاي اخير و تحقيقات باستان‌شناسي نشان داد كه چهار منطقه عمده در توليد سفال در فلات ايران وجود دارد كه شامل بخش نسخت شامل غرب كوه‌هاي زاكرس و نواحي لرستان است٬بخش دوم شامل نواحي جنوب درياي خزر كه استان‌هاي گيلان و مازندران را در بر مي‌گيرد. اين دو منطقه نخستين نواحي در فلات ايران بوده‌اند كه سفالگري را آغاز نموده‌اند. بخش سوم شامل شمال غرب كشور و نواحي آذربايجان را شامل مي‌شود بخش چهارم در جنوب شرقي است كه و استان‌هاي كرمان و استان سيستان و بلوچستان را شامل مي‌شود افزون بر اين ۴ منطقه نواحي كويري ايران را نيز مي‌توان به ان اضافه كرد كه قدمت ساخت سفال در ۸ هزاره پيش از ميلاد بر مي‌گردد.
موسيقي
نگاره‌اي از زني كمانچه‌نواز بر روي كاخ هشت‌بهشت اصفهان، از سال ۱۶۶۹ م.
نوشتار اصلي: موسيقي سنتي ايراني

موسيقي سنتي ايراني شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از هزاران سال پيش از ميلاد مسيح تا به امروز سينه به سينه در متن مردم ايران جريان داشته، و آنچه دل‌نشين‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌است امروز در دسترس است، بخش بزرگي از آسياي ميانه، افغانستان، پاكستان، جمهوري آذربايجان، ارمنستان، تركيه، و يونان متأثر از اين موسيقي است و هركدام به سهم خود تأثيراتي در شكل گيري اين موسيقي داشته‌اند، از موسيقي‌دان‌ها يا به عبارتي نوازندگان موسيقي در ايران باستان مي‌توان به «باربد» و «نكيسا» اشاره كرد.
ادبيات
شاهنامه فردوسي
نوشتار اصلي: تاريخ ادبيات فارسي

ادبيات پارسي به ادبياتي گفته مي‌شود كه به زبان فارسي نوشته شده باشد. ادبيات فارسي تاريخي هزار و صد ساله دارد. شعر فارسي و نثر فارسي دو گونه اصلي در ادب فارسي هستند. برخي كتابهاي قديمي در موضوعات غيرادبي مانند تاريخ، مناجات و علوم گوناگون نيز داراي ارزش ادبي هستند و با گذشت زمان در زمره آثار كلاسيك ادبيات فارسي قرار گرفته‌اند.

آوازه برخي شاعران و نويسندگان ايراني از مرزهاي ايران فراتر رفته‌است. شاعران و نويسندگاني نظير فردوسي، سعدي، حافظ شيرازي، مولوي، عمر خيام و نظامي شهرتي جهاني دارند. در ميان چهره‌هاي شناخته شده ادبيات معاصر فارسي در جهان مي‌توان به صادق هدايت در داستان و احمد شاملو در شعر اشاره كرد.
طراحي محيط
معماري
تخت جمشيد
نوشتار اصلي: معماري ايراني
نوشتار(هاي) وابسته: معماري هخامنشيان

معماري ايران داراي ويژگي‌هايي است كه در مقايسه با معماري كشورهاي ديگر جهان از ارزش‌هايي ويژه برخوردار است. ويژگي‌هايي چون طراحي مناسب، محاسبات دقيق، انواع سازه، فرم درست پوشش، رعايت مسائل فني و علمي در ساختمان، ايوانهاي رفيع، ستونهاي بلند و بالاخره تزئينات گوناگون كه هريك در عين سادگي معرف شكوه معماري ايران است. سابقه معماري ايران به حدود هزاره هفتم قبل از ميلاد مي‌رسد. معماري ايراني همچنين ويژگي‌هايي منحصر به فرد در بعضي زمينه‌ها دارد كه باعث معرفي دستاوردهايي جديد به دنياي معماري شد. از جمله:
فضا سازي‌هاي خاص مانند ايوان، گنبدخانه، حياط ايراني و..
سازه‌هاي پيشرفته مانند انواع قوس‌هاي دو و سه مركزي، انواع گنبد، انواع گوشه سازي و …
كاربري‌هايي ويژه مانند باغ
مفاهيم ويژه با تعاريفي متفاوت مانند تزيينات هندسي، درون گرايي، برون گرايي، الگوواره‌هاي طراحي و …

معماري هخامنشيان به دست آوردهاي ايرانيان هخامنشي در ساخت شهرهاي ديدني و جذاب (تخت جمشيد، شوش، هگمتانه)، معابد براي عبادت و گردهمايي‌هاي اجتماعي (مانند معابد زرتشتي) و آرامگاه پادشاهان گذشته (مانند آرامگاه كورش بزرگ) اشاره دارد. از ويژگي‌هاي بنيادين اين معماري مي‌توان به تركيب خود با عناصر مادها، آشوري، يوناني و آسيايي اشاره كرد. ميراث معماري هخامنشي با گسترش امپراتوري در حدود ۵۵۰ پيش از ميلاد، شروع شد. با ظهور دومين امپراتوري ايراني يعني امپراتوري ساساني (۲۲۴–۶۲۴ ميلادي) سنت‌هاي هخامنشي با ساخت معابد مخصوص آتش و قصرهاي عظيم دوباره زنده شد.
باغ ايراني
باغ ارم در شيراز
نوشتار اصلي: باغ ايراني

باغ ايراني به ساختار و طراحي منحصر به فرد آن اشاره دارد. باغ ايراني پاسارگاد را ريشهٔ معماري اين باغ‌ها دانسته‌اند. كوروش بزرگ شخصاً دستور داده بود كه باغ پاسارگاد چگونه ايجاد شود و درخت‌ها نيز به چه شكل كاشته شوند و در واقع هندسي‌سازي باغ و شكل و شمايل آن از ديدگاه كه كوروش به باغ ايراني گرفته شده‌است. در دورهٔ ساسانيان نيز باغ‌ها در جلوي كاخ‌ها و معابد شكل گرفتند و اين موضوع در دورهٔ اسلامي نيز ادامه يافت.[۱] اين باغ‌ها عنوان يك ساختار كامل، بيانگر رابطهٔ تنگاتنگ ميان بستر فرهنگي و طبيعي است و نشانه‌اي از سازگار نمودن و همسو كردن نيازهاي انسان و طبيعت است. در گذشته باغ ايراني بروز توان نهفتهٔ محيط و ادراك پيچيدگي‌هاي آن بود. خالق باغ با اتكا به دانش تجربي خود فضايي را ايجاد مي‌كرد كه باعث بقاء و پويايي بستر طبيعي مي‌شد.[۲] در سال ۱۳۹۰ (۲۰۱۱ ميلادي) در ۳۵امين نشست يونسكو روي هم رفته ۹ باغ ايراني به عنوان ميراث جهاني يونسكو پذيرفته شدند. اين باغ‌ها دربرگيرندهٔ باغ‌هاي ايراني پاسارگاد، ارم، چهلستون، فين، عباس‌آباد، شازده، دولت‌آباد، پهلوان‌پور، اكبريه مي‌باشد.[۳]
خوش‌نويسي
قطعه خط شكسته‌نستعليق اثر سيد علي‌اكبر گلستانه، ۱۳۱۶ هـ. ق، متن قطعه بيتي از سعدي شيرازي است كه مي‌فرمايد: اي كه نصيحتم كني كز پي نيكوان مرو / عشق حقيقت است اگر حمل مجاز مي‌كني. در اين اثر خوشنويس، كلمهٔ «اگر» راحذف كرده‌است.
نوشتار اصلي: خوشنويسي ايراني

خوشنويسي ايراني بخشي از خوشنويسي اسلامي است كه در ايران و سرزمين‌هاي وابسته يا تحت نفوذ او همچون كشورهاي آسياي ميانه، افغانستان و شبه قاره هند به تدريج حول محور فرهنگ ايراني شكل گرفت؛ و نه تنها از مفاخر هنر ايراني بلكه از مفاخر هنر اسلامي و حتي هنر جهان به شمار مي‌رود.
سينما
سينما پرسيا شيراز
نوشتار اصلي: سينماي ايران

نخستين دوربين فيلم‌برداري در زمان مظفرالدين‌شاه به ايران آمد. نخستين فيلم صدادار فارسي، فيلم دختر لر بود كه در سال ۱۳۱۷ خورشيدي توسط عبدالحسين سپنتا ساخته شد. ورود نخستين دستگاه سينماتوگراف به ايران در سال ۱۲۷۹ هجري خورشيدي توسط مظفرالدين شاه سر آغازي براي سينماي ايران به حساب مي‌آيد، هر چند ساخت اولين سالن سينماي عمومي تا سال ۱۲۹۱ اتفاق نيفتاد. تا سال ۱۳۰۸ هيچ فيلم ايراني ساخته نشد و اندك سينماهاي تأسيس شده به نمايش فيلم‌هاي غربي كه در مواردي زيرنويس فارسي داشتند مي‌پرداختند. نخستين فيلم بلند سينمايي ايران به نام «آبي و رابي» در سال ۱۳۰۸ توسط اوانس اوگانيانس، با فيلمبرداري خان بابا معتضدي ساخته شد.
صنايع دستي
زري‌بافي
در فرهنگ دكتر معين آمده‌است: زري يعني پارچهٔ ساخته شده از زر (طلا). پارچه‌اي كه پودهاي آن از طلا است. زري يا زربفت پارچه‌اي ظريف و بسيار گران بهاست كه چله يا تار آن از ابريشم خالص است و پودهاي آن ابريشم رنگي و يكي از پودها، نخ گلابتون است كه مي‌تواند زرين يا سيمين باشد. زري نفيس‌ترين و افسانه‌اي‌ترين منسوج ايراني كه در روزگار رونق و رواج خود شهرتي عالمگير داشته و هم‌اكنون نمونه‌هايي از آن زينت‌بخش موزه‌ها و ساير مراكز هنري ايران و ديگر كشورهاي جهان است و داراي سابقه‌اي طولاني از لحاظ بافت و توليد مي‌باشد. بافت پارچه‌هايي كه در متن و نقوش آن‌ها، نخ‌هاي گلابتون به كار گرفته شده بنا به روايات تاريخي به هفت هزار سال پيش مي‌رسد.

:: موضوعات مرتبط: هنر
:: برچسب‌ها: هنر،فرش،ميناكاري،سفال،موسيقي،
 



آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۰۵:۴۱:۵۷
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

در اين فصل سرد، آدم دلش مي خواهد در وان آبگرم دراز بكشد و فارغ از برف و سوز بيرون، در آب گرم خستگي را از تنش بيرون كند. چه بهتر كه اين آب، معدني و مملو از املاح مفيد با خاصيت هاي درماني باشد. آن وقت با يك تير، چند نشان زده ايم. بهترين ايده براي داشتن همه امكانات با هم، چشمه هاي آبگرم هستند. در سراسر ايران، چشمه هاي آب گرم متعددي وجود دارند. به همين دليل، ما مشخصات و نشاني برخي از آنها را برايتان گردآوري كرده ايم تا در صورت تمايل به آن شهرها سفر و از اين چشمه ها استفاده كنيد.

چشمه‌هاي آبگرم داراي ويژگي هايي مثل تحريك فعاليت‌هاي مختلف بدن، درمان بيماري تنفسي، روماتيسم، بيماري‌هاي پوستي، بيماري‌هاي زنان و تورم موضعي، تسكين اعصاب، تنظيم فشار خون، درمان دردهاي مفصلي و بهبود دردهاي كليه دارند.

چشمه‌هاي آب گرم در نقاطي از زمين وجود دارند كه در آنها شرايط مورفولوژي، تكتونيكي، ماگمايي و جوي فراهم آمده باشد، در ايران به خاطر فعاليت گسترده آتشفشاني چشمه‌هاي معدني و گرم زيادي وجود دارد.

 

آبگرم شهر كهنه

 

آدرس: قوچان- ۱۸كيلومتري بخش غربي قوچان

 

آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران

 قوچان يكي از شهرهاي استان خراسان رضوي است، اين شهر در ۱۴۸ كيلومتري شمال غرب مشهد (مركز استان) قرار دارد.

قدمت قوچان به حدود ۲۵۰ سال پيش از ميلاد بر مي‌گردد. از صدر اسلام تا اوايل تسلط قوم مغول به اسامي آساآك، آشاك، آرسكا، استوا، خوجان، خبوشان ياد شده است و سلسله اشكاني از ۲۵۶ سال قبل از ميلاد تا ۲۲۴ ميلادي بر ايران حكومت داشته اند. اولين پايتختش در حوالي قوچان امروز بوده است .

 

آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران

 

 چشمه سارهاي جاري معروف به آبگرم شهر كهنه در ۱۸ كيلومتري بخش غربي قوچان و به فاصله ۶ كيلومتري  آرامگاه امام زاده سلطان ابراهيم (ع) قرار دارد .

اين آب گرم داراي خواص درماني و حرارت نسبتاً گرم مي‌باشد و همين موضوع مهمترين دليل جذب گردشگر و مسافران به اين نقطه از شهرستان قوچان است

همه ساله تعداد بسياري از مسافران از استان‌هاي ديگر كشور براي استفاده از خواص طبيعي چشمه به اين مكان مي‌آيند.

 

آبگرم فلكده

آدرس: تنكابن-كيلومتر ۱۵ جاده دو هزار-روستاي ليره سر

 

آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران

   «فلكده» به منطقه اي در دل جنگلهاي دوهزار تنكابين اطلاق ميشود كه شهرتش بخاطر آبگرمي است كه در دل جنگل و در زير كلاهك صخره اي است كه با توجه به كوچكي آن جاذبه خاص اين منطقه بوده  كه بعلت پرت بودن از مسير اصلي خوشبختانه افراد كمي از آن خبر دارند (عمدتا محلي‌هاي آن منطقه ) آب گرم معدني است كه  آب تني كردن در آن آنهم در دل جنگل لذت وصف ناپذيري را به دوست داران طبيعت مي‌بخشد.

اين آب گرم از نظر توپوگرافي داراي پستي و بلندي هايي مي باشد كه زيبايي و تنوع خاصي را به آن مي‌بخشد. در مسير زيباي اين آبگرم به يك جنگل بسيار زيباي كاج و سرو مي رسيم و پس از طي يك سر پاييني به آبگرم معدني مي‌رسيم كه نسبت به ساير آبگرمهاي منطقه داراي تفاوت ميباشد كه يكي از آنها نداشتن گوگرد است كه بوي بد را از آن گرفته است و خاصيت شرب نيز دارد. علاوه بر آن اين آبگرم براي بيماري هايي همچون دردهاي مفصلي و نظير آن بسيار مناسب است. منطقه فلكده داراي آب و هواي خنك و كوهپايه‌ايي مي باشد كه در فصول گرم سال بسيار مطبوع است.

 

آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران

  مسير دسترسي به اين آبگرم بدين شكل است كه بعد از پارك خودرو در روستاي ليره سر از توابع شهرستان تنكابن مي‌بايست مسير جنگلي بسيار زيبايي را به مدت تقريبي ۲ ساعت طي كرد (البته با خودرو نيز ميتوان رفت ولي با توجه به خاكي بودن جاده  و يك شيب بسيار تند پياده رفتن توصيه مي شود) چون بعد از ۲ساعت جنگل نوردي غوطه ور شدن در آب گرم بسيار لذت بخش‌تر خواهد بود.

مسير دسترسي  را مي توان از محلي‌هاي روستا سوال كرد، بعد از طي اين مسافت به پرورشگاه ماهي قزل آلا  ميرسيد كه اين نشانه، آخرجاده بوده و در سمت چپ شما چند كلبه چوبي را ميبينيد كه دقيقا در كنار آبگرم بنا شده است. (لازم به ذكر است كه اين كلبه‌ها نيز جهت اقامت اجاره داده مي شود). بعد از رسيدن به اين محل در سمت غربي كلبه‌ها دره كوچكي به عمق تقريبي ۱۰ تا ۱۵ متر  وجود دارد كه در پائين آن  رودخانه اي در جريان است، بعد از پائين رفتن از مسير پاكوب مشخص در سمت چپ شما سازه دستي سيماني را ميبينيد كه با چند متر گوني بالاي آن پوشيده شده است كه آن همان محل آبگرم است كه محلي‌ها جهت تعويض لباس آن پارچه‌هاي از جنس گوني را دور آن كشيده اند. از آنجائيكه كمتر كسي از اين محل باخبر است عمدتا خالي بوده و حتي علاقمندان مي توانند با خانواده‌هاي خود نيز به اين منطقه رفته و از آن لذت  ببرند.

 

آبگرم قلعه‌كندي

 

آب گرم قلعه كندي در استان آذربايجان شرقي شهرستان كليبر واقع شده است.

 آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران

  از تبريز براي رفتن به اين آب گرم دو مسير: تبريز – كليبر – قلعه كندي ۱۹۰ كيلومتر و مسير تبريز – اهر – هوراند –آبش احمد – قلعه كندي حدود ۱۸۰ كيلومتر، وجود دارد

از اردبيل تا اين منطقه بايد  مسيرهاي جاده اردبيل – پارس آباد- سه راهي قره آغاج – آبش احمد – قلعه كندي، را طي كرد.

از پارس آباد نيز مي توان از مسير اصلاندوز – سه راهي اسكانلو – سه راهي عبدالرزاق  -به قلعه كندي رفت.

قلعه كندي داري اهالي خونگرم و مهمان نواز است و فرهنگ مردم آن زبانزد كليه اهالي منطقه مي‌باشد.

آبگرم قلعه كندي به دليل قرار گرفتن در منطقه گردشگري و جنگلهاي ارسباران و نزديكي به رود مرزي ارس و سد خدافرين گردشگران زيادي را از داخل و خارج از كشور از جمله جمهوري آذربايجان، ارمنستان و نخجوان به خود جذب مي‌كند.

 آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران

  اين آب گرم خاصيت درماني زيادي داردو براي درمان بيماري روماتيسم بسيار مفيد و موثر مي‌باشد. دماي آبگرم قلعه كندي در چشمه اصلي به حدود ۷۵ الي ۸۰ درجه  و در استخرها به ۶۵ الي ۷۰ درجه سانتي گراد مي‌رسد.

در بين اين چشمه‌ها آبگرمي با نام يل‌سوئي وجود دارد كه دمايش ملايم‌تر از بقيه و خاصيت درمانيش نيز بيشتر از بقيه مي‌باشد.

اكثر دكترهاي ارتوپدي اين آبگرم را به بيماران خود پيشنهاد مي‌كنند.

قلعه كندي علاوه بر چشمه‌هاي آبگرم معدني  چشمه‌هاي معدني طبيعي با املاح مفيد و موثر هم دارد، مثل  چشمه ديزدونو، سردونو و كفشن بولاغي، اين اسامي منصوب به ارامنه موجود در زمان قديم در منطقه است.

 

آب‌گرم كريز

آدرس: خراسان رضوي – كاشمر – ۳ كيلومتري روستاي كريز

 

آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران

آب گرم كريز در حاشيه جاده آسفالته كريز به ريوش در فاصله ۱۵ كيلومتري شهر ريوش و به فاصله ۳ كيلومتري روستاي كريز كاشمر قرار دارد
اين آبگرم معدني خاصيت‌هاي درماني فراواني دارد.

در حاشيه‌ي اين مكان نيز دره بسيار با رودخانه اي پرآب، چشمه سارهاي آب سرد شيرين و گوارا وجود دارد.

كارشناسان معتقدند اين آبگرم معدني از نظر وجود مواد شيميايي در رتبه بالاتري از آبگرم فردوس قرار دارد، آب اين چشمه براي بيماري‌هاي پوستي مناسب است.

روستاي كريز از توابع بخش كوهسرخ شهرستان كاشمر است.

 

آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران

   اين روستا از سطح دريا ۱۴۰۰ متر ارتفاع دارد و داراي آب و هواي آن معتدل كوهستاني، با زمستان‌هاي سرد و تابستان‌هاي معتدل است.

روستاي كريز از شمال غربي به كوه باغ دشت و از جنوب شرقي به كوه پلنگوان محدود مي‌شود.

رودخانه كال كرمگ از جنوب روستا عبور مي‌كند. روستاي كريز يكي از روستاهاي قديمي و كهن شهرستان كاشمر به شمار مي‌آيد.

بند شاهي، از آثار ملي ثبت شده، در نزديكي روستا واقع شده و نشان دهنده قدمت روستاي كريز است.

 

آبگرم معدني چالدران

 

آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران

 آذربايجان غربي با داشتن ۴۶ چشمه آبگرم و معدني رتبه نخست كشور را دارد و همين موضوع باعث شده گردشگران زيادي به اين استان سفر كنند.

برخي از چشمه‌هاي آبگرم معدني آذربايجان غربي در مجاورت آثار ارزشمند تاريخي قرار دارند.

 

 آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران

 چشمه‌هاي آبگرم محال باراندوز اروميه، آبگرم احمدآباد واقع در حاشيه اثر جهاني تخت سليمان تكاب، آبگرم ايستي سو و زنبيل در اروميه، آب معدني زندان سليمان در مياندوآب، چشمه صدقيان در سلماس، چشمه قره شعبان در خوي، آبگرم باش كندي در ماكو، آبگرم گراو مهاباد از جمله آبگرم‌هاي اين استان هستند در اين ميان شهرستان چالدران هم با دارا بودن آبگرم معدني چالدران گردشگران زيادي را به خود جذب كنند .

 

آبگرم معدني فردوس

آبگرم معدني فردوس در مسير جاده اصلي و ترانزيتي استان‌‌هاي مركزي و جنوبي به مشهد و استان‌‌هاي شمالي در كيلومتر ۲۲ جاده فردوس به بجستان  قرار دارد.

قدمت اين آبگرم  ۲۰۰ سال مي‌باشد و  توجه افراد زيادي از سراسر كشور به ويژه استان‌‌هاي خراسان رضوي، جنوبي را به خود جلب كرده است.

 

آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران

 آبگرم معدني شهرستان فردوس بر بالاي كوهي كه آبگرم از آن جريان دارد  قرار دارد و آثار برج و بارو در آن مشاهده مي‌شود كه بيانگر قدمت تاريخي آبگرم معدني فردوس است.

در گذشته‌‌هاي دور دو باب حوضچه از سنگ و آهك توسط افراد خير براي استفاده مسافران از آبگرم ساخته شد و سقف آن نيز به صورت گنبدي با آجر پوشش شد.

توليت آن را از سال ۱۳۴۵هلال احمر فردوس عهده دار شد.

با توجه به آزمايشات انجام شده اين آبگرم براي امراض جلدي و كبدي و دردهاي مفصلي، اتصاع عروق، پيشگيري از رسوب سنگ دركليه، بيماري‌هاي رماتيسمي، دردهاي مفصلي وعصبي، افزايش سوخت و سازبافتها، كاهش درد و رفع گرفتگي عضلات، افزايش دامنه حركتي اندام ها، بهبود دردهاي ناحيه ستون فقرات و ديسك كمر و پيشگيري از ايجاد انحراف در ستون فقرات مفيد است.

همه ساله بر تعداد مراجعين اين مجتمع  افزوده مي‌شود، به همين لحاظ آبگرم معدني فردوس يكي از مهمترين جاذبه‌هاي طبيعي و قطب گردشگري و آب‌درماني شرق كشور محسوب مي‌شود كه همه روزه پذيراي جمع كثيري از مردم شريف ايران اسلامي است و به عنوان منطقه نمونه گردشگري مصوب شده است.

 

آشنايي با 12 چشمه هاي آبگرم ايران

 در حال حاضر اين مجتمع مجهز به استخر آب درماني، وان‌هاي خصوصي، سوئيتهاي اقامتي با تمام امكانات، اتاق‌هاي ارزان قيمت، رستوران و فضاهاي ورزشي، تفريحي مي‌باشد.

۹۰ تخت اقامتي، ۲۷ كانكس، ۲۲ واحد اقامتي با تجهيزات كامل، ۱۰ اتاق، استخرهاي آب درماني و رستوران سنتي از جمله امكانات موجود در مجموعه آبگرم معدني فردوس است

بر اثر زلزله سال ۴۷ آب آبگرم فردوس قطع و پس از آن بر اثر پس لرزه‌‌هاي بعدي به جريان مي‌افتد كه جريان دوباره آب آبگرم سبب خوشحالي مردم و به ويژه اهالي روستاهاي برون و مهرانكوشك در مجاورت آبگرم فردوس شد.

:: موضوعات مرتبط: دريايي و آبي
:: برچسب‌ها: چشمه،ايران،آب گرم،معدني،فردوس،
 



تعريف سبك زندگي چيست؟
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۰۵:۳۵:۵۰
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

سبك زندگي، مفهوم تازه اي نيست. هزاران سال است كه انسانها كوشيده اند سبك زندگي خود را بشناسند و مديريت كنند و حتي دولت ها كوشيده‌اند بر روي سبك زندگي مردمان خود، تاثير بگذارند.

اما تعريف سبك زندگي و مفهوم پردازي در مورد آن، نسبتاً جديد است.

معمولاً نخستين استفاده جدي از لغت Lifestyle در متون جديد را به آلفرد آدلر روان درمان‌گر اتريشي نسبت مي‌دهند (لغت Lebensstil).

اما بايد به خاطر داشته باشيم كه آنچه آدلر در مورد سبك زندگي مطرح مي‌كند بيشتر به جنبه‌هاي رفتارشناسي و شخصيت شناسي و نيز تاثيرات تربيت دوران كودكي در سالهاي بزرگسالي مي‌پردازد و با چيزي كه امروزه از سبك زندگي مي‌شناسيم، تفاوت جدي دارد.

سوبِل در كتاب Lifestyle and Social Structure توضيح مي‌دهد كه سبك زندگي، يك شيوه‌ي مشخص و قابل مشاهده از زيستن است.

از آنجا كه مشاهده‌ي رفتار انسانها، هميشه و همه جا امكان‌پذير نيست، بسياري از محققان، ترجيح مي‌دهند به جاي رفتارهاي ما، انتخاب‌هاي ما در زندگي روزمره را به عنوان نشانه‌اي دست دوم از سبك زندگي مورد بررسي قرار دهند.

به عنوان مثال:

تعريف سبك زندگي و معيارهاي سنجش سبك زندگي

اين كار، اگر چه دقيق نيست، اما مي‌تواند به عنوان رفتارهاي ثانويه، نقش سلامت در سبك زندگي وي را تا حد خوبي مشخص كند.

نمايش كامل اين مطلب براي كاربران آزاد متمم انجام مي‌شود. ثبت نام به عنوان كاربر آزاد متمم، سريع و رايگان است و كافي است براي خودتان نام كاربري و رمز عبور تعريف كنيد:

ثبت نام   نمونه درسهاي كاربر‌‌آزاد

متمم در درس مستقلي،‌ به شيوه‌هاي عملي سنجش و بررسي سبك زندگي، خواهد پرداخت.

آن بحث، بيشتر براي علاقمندان بازاريابي جذاب خواهد بود و در صورتي كه تمرين درس فعلي را انجام دهيد، دسترسي به درس آتي براي شما امكان پذير خواهد بود.

تمرين:

در درس فوق، مثال سيگار مطرح شد و اشاره كرديم كه انتخاب يا عدم انتخاب سيگار در زندگي، در شرايط امروزي كشور، چندان تحت تاثير شرايط مادي نيست و مي‌تواند منعكس كننده‌ي بخشي از سبك زندگي باشد. با توجه به آن مثال:

۱) يك كالا يا خدمت يا انتخاب مالي ديگر را بيان كنيد كه به نظر شما (مانند مثال سيگار ما) در جامعه‌ي امروز ايران، تا حد قابل قبولي، مستقل از سطح رفاه مادي است و به نوعي مي‌تواند منعكس كننده‌ي سبك زندگي باشد.

۲) يك كالا يا خدمت يا انتخاب مالي ديگر را بيان كنيد كه به نظر شما، هنوز تا حد زيادي تابع شرايط اقتصادي افراد است و نمي‌توان آن را به عنوان نشانه‌اي از سبك زندگي در نظر گرفت.

:: موضوعات مرتبط: سبك زندگي
:: برچسب‌ها: سبك زندگي،مديريت،معيار،اقتصادي،
 



ساعت : ۰۵:۰۹:۵۵
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

در اين مطلب قصد داريم به معرفي 10 كتابخانه مشهور و شگفت انگيز دنيا كه حتما بايد قبل از مرگ ديد، بپردازيم.

 

فرقي نمي‌كند به دليل بوي مست‌كننده‌ي كتاب‌هاي قديمي باشد يا ميليون‌ها ماجرا كه منتظر هستند كسي كشف‌شان كند، اگر يك كرم‌كتاب را همراه‌ خودتان به كتابخانه ببريد، شايد مجبور شويد مدت طولاني همان جا بمانيد. با سر زدن به كتابخانه‌ي محل‌تان، و هزاران هزار كتاب كه آن جا انتظارتان را مي‌كشند – از كتاب‌هاي برنده‌ي جايزه‌ي پوليتزر گرفته تا كتاب‌هاي كوچك و جيبي جك و لطيفه – مي‌توانيد بهترين سرگرمي رايگان را در شهرتان تجربه كنيد.

 

فرقي نمي‌كند چه‌قدر كتابخانه‌ي شهرتان را دوست داريد، ولي هيچ حسي بهتر از اين نيست كه يك ساختمان تاريخي پر از كتاب‌هاي قديمي و باستاني را در يك روز تعطيل كندوكاو كنيد. به خاطر همين، در ادامه به ۱۵ كتابخانه‌ي حيرت‌انگيز و خارق‌العاده در سراسر ايالات متحده اشاره مي‌كنيم، كه شايد همين حالا، با خواندن اين مطالب براي رفتن به اين مكان‌ها و ديدن‌شان بي‌تابي كنيد.

 
1. كتابخانه‌ي مورگان، نيويورك

آن‌چه پيش‌تر به عنوان مجموعه‌ي شخصي سرمايه‌دار بزرگ پيرپونت مورگان شناخته مي‌شد، هم‌اكنون در معرض عموم قرار گرفته است، و قطعا هر بيننده‌اي را به هيجان وا مي‌دارد. از سبك معماري ساختمان اين كتابخانه كه به شيوه‌ي پالاتزو مربوط به دوران رنسانس ايتاليا است گرفته تا مجموعه‌اي ارزشمند از كتاب‌ها و دست‌نوشته‌هاي كمياب – مانند كتاب مقدسي كه در ۱۴۵۵ توسط يوهانس گوتنبرگ چاپ شد – همه و همه باعث مي‌شوند همه ساله گردشگراني از سراسر دنيا مشتاقانه براي ديدن اين فضاي شگفت‌انگيز ادبي لحظه‌شماري كنند.

معرفي 10 كتابخانه مشهور و شگفت انگيز دنيا (عكس)
كتابخانه

 
2. كتابخانه‌ي عمومي بيلينگز، مونتانا

اين كتابخانه‌ي عمومي كه در خدمت مردم شهرهاي بيلينگز و يِلواِستون بود، به تازگي به ساختماني جديد، با نورپردازي عالي و به مساحت ۶۱۳۰ مترمربع منتقل شده است. اين ميراث قديمي با سبك و طراحي باشكوه و هندسي، براي عاشقان كتاب و مطالعه، مكاني شگفت‌انگيز است كه مي‌توانند يك روز كامل را در آن سپري كنند.

معرفي 10 كتابخانه مشهور و شگفت انگيز دنيا (عكس)

 

3. كتابخانه‌ي جرج پي‌بادي، بالتيمور، مريلند

اين مجموعه‌ي استثنايي و بي‌نظير بخشي از مجموعه‌هاي ويژه‌ي كتابخانه‌هاي شريدان در دانشگاه جان هاپكينز است، كه در اصل كتابخانه‌اي پژوهشي است. ولي اين مسئله باعث نشده است عاشقان كتاب از هر نقطه از دنيا به اين جا سرازير نشوند؛ تا آن‌جا كه حتي اين كتابخانه را تبديل به محلي مشهور براي برگزاري مراسم عروسي در بالتيمور كرده‌اند – زيرا چه كسي بدش مي‌آيد در فضايي ازدواج كند كه الهام‌بخش داستان ديو و دلبر بوده است؟

معرفي 10 كتابخانه مشهور و شگفت انگيز دنيا (عكس)

 

4. كتابخانه‌ي عمومي سياتل، واشنگتن

فقط يك نگاه به معماري انتزاعي حيرت‌انگيز ساختمان مركزي كتابخانه‌ي عمومي سياتل، به سرعت هر بيننده‌اي را شگفت‌زده مي‌كند. اين ساختمان با اشكال پرمايه و فوتوريستيك نظر همگان را به خود جلب مي‌كند – و ميليون‌ها كتاب و لوازم ديگر كه مي‌توانيد به صورت رايگان از آن‌جا به امانت برداريد، قطعا رفتن به آن‌جا را بسيار ارزشمند كرده است.

معرفي 10 كتابخانه مشهور و شگفت انگيز دنيا (عكس)

 

5. كتابخانه‌ي كنگره، واشنگتن

محل نگهداري بيش از ۱۶۲ ميليون كتاب و اقلام ديگر در نزديك به ۱۳۴۸ كيلومتر قفسه؛ با اين اوصاف، بي‌شك كتابخانه‌ي كنگره بزرگ‌ترين كتابخانه‌ي دنيا است. از نخستين كتاب چاپي امريكاي شمالي تا دست‌نوشته‌هاي ۲۳ رييس‌جمهور ايالات متحده، هر چيزي كه فكرش را بكنيد در اين مجموعه‌ي ارزشمند پيدا خواهيد كرد.

معرفي 10 كتابخانه مشهور و شگفت انگيز دنيا (عكس)

 

6. كتابخانه‌ي گوتيك قلعه‌ي هرست، سن‌سيمئون، كاليفرنيا

در ۱۹۴۷ جرج هرست به همراه معمار محبوب‌اش جوليا مورگان مجموعه‌اي شگفت‌انگيز را خلق كردند كه امروز به عنوان ‌”‌قلعه‌ي هرست‌” مشهور است. مجموعه‌ي شخصي از قفسه‌هايي مملو از يافته‌ها و اكتشافاتي ارزشمند كه مي‌تواند با يك موزه رقابت كند، حتما ارزش سفر كردن و ديدن را دارد.

معرفي 10 كتابخانه مشهور و شگفت انگيز دنيا (عكس)

 

7. كتابخانه‌ي هنرهاي زيباي آني و جرمي فيشر، فيلادلفيا، پنسيلوانيا

اين كتابخانه‌ به عنوان يك شاهكار تاريخي در دلِ دانشگاه پنسيلوانيا يك گوهر ملي براي ايالات متحده محسوب مي‌شود. اين ساختمان كه از آجرهايي به رنگ قرمز آتشي ساخته شده است، محل نگهداري از هزاران عنوان كتاب كمياب (حتما مجموعه‌ي كتاب‌هاي كمياب پركينز را ببينيد) است كه هر شخصي كه عاشق كتاب است قطعا بايد حداقل يك بار در زندگي‌اش آن را ببيند.

معرفي 10 كتابخانه مشهور و شگفت انگيز دنيا (عكس)

 

8. كتابخانه‌ي عمومي نيويورك، نيويورك

فهرست كتابخانه‌هاي تاثيرگذار و برجسته‌ي امريكا بدون نام بردن از مجموعه‌ي حيرت‌انگيز كتابخانه‌ي عمومي نيويورك كامل نمي‌شود. اين كتابخانه‌ با ۸۸ زيرمجموعه در اطراف‌اش و چهار مركز پژوهشي دانشگاهي، بزرگ‌ترين سامانه‌ي كتابخانه‌ي عمومي امريكا است – با وجود اين، بيش‌تر گردشگران ترجيح مي‌دهند از بناي يادبود منهتن ديدن كنند.

معرفي 10 كتابخانه مشهور و شگفت انگيز دنيا (عكس)

 

9. كتابخانه‌ي گايزل، سن‌دييگو، كاليفرنيا

اين كتابخانه‌ي آكادميك به عنوان زيرمجموعه‌ي رشته‌ي ادبيات دانشگاه كاليفرنيا چيزي فراتر از آن است كه هر پژوهش‌گري بتواند آرزو كند. نام اين كتابخانه از روي نام تئودور سوس گايزل مشهور به دكتر گايزل برداشته شده است. طراحي جالب و زيباي ساختمان كتابخانه، مجموعه‌اي درخشان از كتاب‌هاي ارزشمند و جذابيت كارتوني‌اش كه برگرفته از آثار دكتر سوس است، هر بيننده‌اي را شگفت‌زده مي‌كند.

معرفي 10 كتابخانه مشهور و شگفت انگيز دنيا (عكس)

 

10. كتابخانه‌ي جو و ريكا مينسوتا، شيكاگو، ايلي‌نوي

كتابخانه‌ي مينسوتا، در ميان شش كتابخانه‌ي دانشگاه شيكاگو از همه برجسته‌تر است. همه روزه انبوهي از مراجعه‌كنندگان براي دريافت كتاب به اين مجموعه رفت‌و‌آمد مي‌كنند كه زير يك گنبد شيشه‌اي غول‌پيكر قرار دارد. به طور متوسط، روزانه ۲۰، ۰۰۰ جلد كتاب به مراجعه‌كنندگان سپرده مي‌شود كه اين رقم، خارق‌العاده و باورنكردني است.

معرفي 10 كتابخانه مشهور و شگفت انگيز دنيا (عكس)

:: موضوعات مرتبط: كتابخانه ها
:: برچسب‌ها: كتابخانه،عمومي،مشهور،كتاب،دنيا،
 



بهترين موزه هاي ايران را بشناسيد
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۰۴:۳۱:۰۹
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

آيا دوست داريد يكي از كمياب ترين و بزرگ ترين الماس هاي جهان، تنها سرديس فيروزه اي دنيا، ريزبافت ترين فرش جهان، باستاني ترين جام زرين تاريخ و يگانه سرباز مفرغي باستاني را از نزديك تماشا كنيد؟
 
براي تماشاي آنها فقط كافي است سري به موزه هاي ايران بزنيد. مي گويند پس از آن كه نادرشاه از سفر خونينش به هند بازگشت، سوغاتي كميابي با خود آورد كه يكي از زيباترين و درشت ترين الماس هاي جهان به شمار مي رود: «درياي نور» كه الماسي صورتي رنگ است و امروزه در خزانه موزه جواهرات ملي نگهداري مي شود.

درياي نور تا زمان ناصرالدين شاه جزء جواهرات بازوبند سلطنتي بود كه بر بازوي شاه محكم مي شد. رنگ و وزن اين الماس باعث شده تا اين گوهر مشهور در شمار جواهرات كمياب و استثنايي ايران در دنيا باشد. اما شمار اشياي ديدني و كمياب در ايران كم نيستند و با گشت و گذاري در موزه ها مي توان آنها را از نزديك تماشا كرد.
 
يكي از ديدني ترين آنها جام زرين حسنلو است كه به 2200 سال پيش تعلق دارد و داستاني اساطيري روي آن حك شده است. اين جام كه امروزه در موزه ايران باستان قرار گرفته است احتمالا به پيش از دوران مادها تعلق دارد و در تپه باستاني حسنلو يافت شده است كه به عصر آهن اختصاص دارد. مي گويند عصر آهن در هزاره دوم ميلادي و در نزديكي آناتولي آغاز شد كه نزديكي تپه حسنلو با آن نشان دهنده قدمت باستاني اين منطقه و اشيايي است كه از آن به دست آمده است.

علاوه بر حسنلو، تپه هاي باستاني ديگري نظير تپه مارليك در ايران اكتشاف شده اند كه براي تماشاي جام معروف و زرين مارليك مي توان به سراغ موزه ايران باستان رفت. اشياي ديدني و گرانبهايي كه در موزه هاي ايران مي توان تماشا كرد، بي شمار و به همان اندازه حيرت انگيز است.

اي ميان اين اشياي كمياب مي توان به قرآني به خط ياقوت مستعصمي، سكه ولايت عهدي امام رضا (ع)، برگه هايي از شاهنامه تهماسبي، نقش برجسته بار عام تخت جمشيد و انبوهي فلزكاري، نگارگري، كتاب آرايي، جواهرسازي، سفال، فرش و منسوجات اشاره كرد كه در موزه هاي ايران از آنها نگهداري مي شود. در صفحات پيش رو به سراغ آثار برگزيده اي از موزه هاي ايراني مي رويم. قصد داريم شما را در دالان هاي تاريخ همراهي كنيم و در موزه هاي ايران به ديدار زيباترين و اعجاب انگيزترين اشياي تاريخي ببريم و چاشني تاريخ را همراه نوروزتان كنيم.

ملكه مادر
 
برترين ها در موزه هاي ايران

يكي از قدرتمندترين زنان ايران باستان، «آتوسا» دختر كوروش بزرگ، همسر داريوش و مادر خشايارشاي يكم بود كه در ميانه سال هاي 550 تا 470 پيش از ميلاد در ايران مي زيست و نقشي كليدي در سياست و حكومت ايران زمان هخامنشي داشت. شخصت آتوسا در يكي از معروف ترين نمايشنامه هاي سوفوكل (بزرگ ترين نمايشنامه نويس يونان باستان) به نام «ايرانيان» حضور دارد و شخصيت اساطيري «هماي» بر اساس ويژگي هاي آتوسا نوشته و ساخته شده است. براي تماشاي سرديس فيروزه اي اين بانوي قدرتمند كه در اطراف تخت جمشيد يافت شده بايد به موزه ملي در تهران برويد.

موزه آستان قدس رضوي

قفل آستان

قفلي كه مي بينيد از جمله قفل هاي رمزي ضريح آستان مقدس امام رضا (ع) است كه امروزه در موزه آستان نگهداري مي شود. اين قفل برنجي با مفتول طلايي زرنگاري شده و نيازي به استفاده از كليد نيست. قفل سازي يكي از صنايع مهم ايراني ها در گذشته بود كه گاه از شدت ظرافت به كار رفته در اين صنعت به هنر قفل سازي نزديك مي شد. بيشتر قفل هاي قديمي رمزي، كليدي و طلسمي و گاه به شكل انواع جانوران يا پرندگان بودند.
 
برترين ها در موزه هاي ايران

ويترين ايراني

اگر به آستان مقدس امام هشتم (ع) شيعيان رفته باشيد، احتمالا ويترين هايي را بر فراز ضريح مقدس امام (ع) مشاهده كرده ايد كه حاوي هداياي سلطنتي نظير شمشير و زينت آلات زرين و جواهرنشان است. در ميان آثاري كه به آستان امام هشتم (ع) تقديم شده، هداياي شاه عباس صفوي و ناصرالدين شاه از همه بيشتر است.
 

موزه ملك

سكه اي براي تمامي فصول

سكه اي كه مي بينيد سكه ولايتعهدي امام رضا (ع) است كه در زمان مأمون و در شهر سمرقند و حدود 11 قرن پيش ضرب شده است. روي اين سكه زرين مي توانيد عبارت الله / محمد رسول الله/ المأمون خليفه الله / مما امير به الامير الرضا ولي عهدالمسلمين علي بن موسي بن ابيطالب را ببينيد و همين طور تاريخ ضرب (سنه اثني و مأتين) و شهر محل ضرب يعني سمرقند را مي توانيد مشاهده كنيد. براي تماشاي اين سكه زيبا مي توانيد به موزه ملك در تهران برويد.

طلاي باستاني

سكه زرين دوره هخامنشي را سكه «دريك» مي نامند و نقش معروف كماندار نشسته روي آن ديده مي شد كه نيزه اي در دست داشت و در حال كشيدن زه كمانش بود. ضرب سكه زر از امتيازات مخصوص هر شاه بود و سكه دريك از جمله اصلاحات پولي بود كه به دستور داريوش اول انجام و ضرب شد. نكته جالب در مورد سكه هاي دريك عبارت بالاي سكه و درجه خلوص آن بود كه در تمام مدت حكومت هخامنشي اين درجه خلوص ثابت ماند. بنا بر نظريه «ارنست هرسفلد» (ايرانشناس مشهور) دريك از نام داريوش گرفته شده است. براي تماشاي اين سكه باستاني مي توانيد به موزه ملك مراجعه كنيد كه گنجينه ارزشمندي از مسكوكات دارد.
 
برترين ها در موزه هاي ايران

مرغي در حسرت وصال

قلمداني كه مي بينيد از جمله آثار استادكار زمانه، محمد زمان است كه در قرن سيزدهم ساخته و نگارگري شده است. اين قلمدان كه امروزه در موزه ملك نگهداري مي شود به شيوه گل و مرغ نگارگري شده كه يكي از شيوه هاي معتبر در نقاشي مكتب قاجار شمرده مي شود. موزه ملك نزديك به حدود 19 هزار نسخه خطي و نفيس دارد و يكي از گنجينه هاي نسخ خطي ايران است كه علاوه بر نسخ خطي، منسوجات، سفال و مسكوكات نيز در اين موزه نگهداري مي شود.
 

موزه رضا عباسي

شاخ زرين
 
برترين ها در موزه هاي ايران

«تكوك» يا «ريتون» به ظرف هايي گفته مي شود كه در دوران باستان ساخته و براي آشاميدن مورد استفاده قرار مي گرفتند. اغلب ريتون ها اشكال جانوري داشتند و ابداع آنها، هنر منصوب به ايرانيان به شمار مي رود. ريتون طلايي كه مي بينيد در موزه رضا عباسي نگهداري مي شود و متعلق به مادهاست.
 

موزه آبگينه

خانه شيشه اي

سفال زرين فامي كه تماشا مي كنيد از يافته هاي شهر گرگان و مربوط به قرن ششم خورشيدي است كه در موزه آبگينه نگهداري مي شود. اين سفال زيبا با نقوش انساني و گياهي و به شيوه زرين فام ساخته شده است. موزه آبگينه تهران در قديم خانه و محل كار قوام السلطنه بوده كه حالا محل نگهداري مجموعه 1400 تايي از اشياي شيشه اي و سفالي است كه در ميان آنها آثاري از نيشابور، سلجوقي، ايلخاني و صفوي ديده مي شود.
 
برترين ها در موزه هاي ايران

بوي خوش

آنچه مي بينيد يكي از ديدني ترين و چشمگيرترين اشياي موزه آبگينه تهران است. شيئي كه مي بينيد، عطرداني شيشه اي است كه در گرگاني افت شده و احتمالا در قرون پنجم يا ششم قمري ساخته شده. جانوران، پرندگان و به خصوص موجودات افسانه اي يا اساطيري از موضوعات مورد علاقه شيشه گران و هنرمندان قديمي براي ساختن عطردان هاي شيشه اي بوده كه كالاي گرانقيمتي محسوب مي شده است.
 

موزه جواهرات ملي

درياي نور

الماس درياي نور يكي از بزرگ ترين الماس هاي جهان و از جمله كهن ترين گوهرهاي قديمي است كه نادرشاه پس از حمله به هند اين الماس بي همتا را به عنوان غنائم جنگي با خود به ايران آورد. پس از قتل نادرشاه به نوه او شاهرخ ميرزا رسيد، سپس به دست امير علم خان خزيمه و بعدا به دست لطفعلي خان زند افتاد. هنگامي كه لطفعلي خان از آقامحمدخان قاجار شكست خورد، اين گوهر كمياب به گنجينه جواهرات قاجار منتقل شد. امروزه اين جواهر در موزه جواهرات ملي نگهداري مي شود و معادل 182 قيراط وزن دارد و به دليل رنگ صورتي اش، يكي از كمياب ترين الماس هاي جهان به شمار مي رود.
 
 برترين ها در موزه هاي ايران

گوي جواهر

در اين كره جواهرنشاني كه مي بينيد، 51366 قطعه جواهر به كار رفته و وزن خالص طلاي كره نيز حدود 34 كيلوگرم و وزن جواهراتش معادل 3656 گرم است. اين كره به دستور ناصرالدين شاه و توسط جمعي از زرگران ايراني و به كمك بخشي از جواهرات خزانه ملي ساخته شده است. كشور ايران در اين كره كمياب با جواهر الماس مشخص شده و اقيانوس ها و درياها نيز به كمك زمرد ساخته شده اند. امروزه اين كره در موزه جواهرات ملي نگهداري مي شود. قطر كره تقريبا 66 سانتي متر و روي پايه اي طلايي و آراسته به جواهرات قرار گرفته است.
 

موزه ملي

سرباز مفرغي

اين سرباز مفرغي بلندبالا با قامت 195سانتي متر كه در موزه ملي نگهداري مي شود، به تمدن اليمايي تعلق دارد كه اولين ساكنان دشت خوزستان بودند. خاستگاه اصلي اليماييان، كوهستان هاي شمال شرقي خوزستان و از جمله حكومت هاي محلي بود كه در روزگار اشكاني و در نواحي خوزستان كنوني ظهور كرد. تنديس مرد مفرغي در «شمي» شهر ايذه كشف شده است و آرايش مو و كوشش اين مرد مفرغي نشان مي دهد كه او سربازي سواركار بوده است.
 
 برترين ها در موزه هاي ايران

جامي از دل تاريخ

اگر مايل به تماشاي جام باستاني حسنلو هستيد، مي توانيد به موزه ملي رجوع كنيد و اين جام سه هزار ساله را از نزديك تماشا كنيد. جام حسنلو به اعتقاد باستان شناسان به پيش از دوران ماد تعلق دارد كه در تپه باستاني حسنلوي نقده يافته شده است و اشكالي اساطيري مانند گاوهاي بالدار يا هيولاهاي نيمه انسان نيمه حيوان روي آن ديده مي شود. از جمله عناصر مهم روي جام كه اشاره مستقيم به باروري دارند، عنصر آب و قوچ است كه در تمامي جام ديده مي شود.

يادگار مارليك

به اعتقاد باستان شناسان جام سه هزار ساله مارليك كه امروزه در موزه ملي قرار گرفته از دل تپه اي سلطنتي بيرون آمده كه محل دفن شاهان، فرمانروايان و شاهزداگان منطقه «آمارد» بوده است. آماردي ها هنگام تدفين مرده ها، اشياي ارزشمندي نظير جام هاي طلايي، شمشير، ظروف سفالي و پارچه نيز همراه او به خاك مي سپردند. جام مارليك از طلاي ناب ساخته شده است و نقوش اساطيري نظير درخت زندگي يا گاوان بالدار روي آن ديده مي شود. اين جام كهن در موزه ايران باستان قرار دارد.
 

موزه فرش

فرش كرمان

اگر مي خواهيد اين فرش چشم رباي كرماني را تماشا كنيد مي توانيد به موزه فرش برويد و در بخش كرمان، اين فرش زيبا را پيدا كنيد. فرشي كه در تصوير مشاهده مي كنيد نقشي از فرصت الدوله شيرازي، طراح، شاعر و نقاش معروف است كه در جوار حافظ شيرازي به خاك سپرده شده است. يكي از ويژگي هاي فرش كرمان استفاده از موتيف هاي ريزبافت و اصطلاحا پر كار است. در فرش مزبور درختي را در باغي رويايي مشاهده مي كنيد كه پرنده هايي چون طاووس، مرغابي و خروس آن را احاطه كرده اند.
 
برترين ها در موزه هاي ايران

لچك و ترنج

آنچه مي بينيد يكي از ريزبافت ترين فرش هاي موزه فرش تهران است كه به «ترنج مشهدي» مشهور است. هنر بومي قالي بافي از جمله هنرهاي خاص ايرانيان است كه عمري به درازاي چندين قرن دارد. از جمله نقوش معروف ايراني كه در فرش بافي ايراني ديده مي شود؛ نقوش هندسي، گياهي و جانوري است كه به شيوه تركي باف و فارسي بافت بافته مي شوند كه به دليل نوع گره زدن از يكديگر متفاوت مي شوند. روش فارسي باف از جمله روش هاي متداول در شهرهاي اصفهان، قم، يزد و خراسان بوده است.
 

موزه آذربايجان

سنگ هاي جيرفت

يكي از تمدن هاي حيرت برانگيز ايران، تمدن جيرفت است كه شامل اكتشافاتي در جيرفت و هليل رود كرمان مي شود. اين تمدن به هزاره پنجم پيش از ميلاد تعلق دارد كه اشيايي سنگي و ظروفي سفالي از اين منطقه به دست آمده كه روي آنها نقوشي از انسان، عقرب، عقاب و مار ديده مي شود. با اكتشاف تمدن جيرفت بسياري از اطلاعات تاريخي مربوط به تمدن بين النهرين مورد ترديد قرار گرفت. براي تماشاي آثار اين تمدن بي نظير مي توانيد به موزه جيرفت رجوع كنيد. آنچه در تصوير مي بينيد يكي از اشياي سنگي تمدن جيرفت است كه در موزه آذربايجان شهر تبريز از آنها نگهداري مي شود.
 
برترين ها در موزه هاي ايران
 
بشقاب ساساني

موزه آذربايجان دومين موزه تخصصي تاريخ باستان شناسي در ايران است كه داراي گنجينه بي نظيري از آثار باستاني است. بشقاب زريني كه در تصوير مي بينيد و در موزه آذربايجان نگهداري مي شود از جمله بشقاب هاي زريني است كه در دوره ساساني ساخته مي شدند. يكي از هنرهاي ارزنده و ماندگار ساسانيان، هنر فلزكاري بود كه ماهيت سياسي نيز داشت چرا كه نوعي هديه سياسي به شمار مي رفت كه به ساير دربارهاي مختلف در سراسر جهان فرستاده مي شد. در اين بشقاب شاهد جدال ميان شاه ساساني و سواري هستيد و لحظه اصابت نيزه شاه در سينه سرباز دشمن را مشاهده مي كنيد.

:: موضوعات مرتبط: موزه
:: برچسب‌ها: موزه،ايران،رضوي،ملك،باستاني،
 



ايران كشور چهار فصل
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۰۱:۰۹:۲۶
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

ايران، سرزميني چهارفصل است. اين صفت هميشه براي اين سرزمين مصداق درستي داشته و بي‌انصافي است آن را شبيه شعار‌هاي تبليغاتي و گردشگري بدانيم كه تنها افراد را تشويق به گشت و گذار در آن كشور و سرزمين مي‌كنند. با اين مقدمه سايت آسموني در اين مقاله مطالب بسيار خواندني و جالبي در مورد چهار فصل بودن ايران براي شما عزيزان تهيه كرده است كه در ادامه مي خوانيد. همچنان ما را همراهي كنيد.

چهارفصل به اين معنا كه در هر زمان از سال مي‌توانيد با سفر به يكي از شهرهاي ايران شاهد آب و هواي متفاوتي باشيد و انگار كه در فصل مورد علاقه‌تان قرار داريد. در زمستان، شهرهايي در ايران وجود دارد كه آب و هوايي تابستاني دارند، سرزمين‌هايي بهاري‌اند و جاهايي رنگ و بوي پاييز دارند. اين قصه، در هر زمان از هر كدام از فصل‌ها در اين سرزمين صادق است، اما شهرها و روستاهايي هم هستند كه با وجود مساحت كوچكشان، به تنهايي آب و هواي چهارفصل را در خود جاي داده‌اند! به علامت تعجب جمله قبلي كاري نداشته باشيد، چون چنين شهرها و قريه‌هايي وجود دارند.

تنوع آب و هوا و طبيعت كوهپايه‌اي زاگرس يكي از دلايلي است كه باعث شده اغلب شهرهايي كه در اين منطقه وجود دارند، شامل آب و هوايي چهارفصل باشند، به عنوان مثال استان كهگيلويه و بويراحمد چنين ويژگي‌اي دارد. به طوري كه در فاصله‌اي كمتر از 10 كيلومتر مي‌توان از منطقه گرمسيري سرسبز وارد منطقه سردسيري پوشيده از برف شد.

وجود بيش از 500 چشمه با تفرجگاه‌هاي بكر، ده‌ها آبشار زيبا، رودهاي خروشان با جلوه‌هاي زيباي گردشگري، درياچه‌هاي طبيعي، پوشش جنگلي درختان سرسبز بلوط و رايحه خوش بوته‌هاي كوهساران، جلوه‌اي ديگر از طبيعت سحرانگيز و رويايي شمالي در اين منطقه است. ‌يا روستاي آيينه‌ورزان كه در 70 كيلومتري تهران در جاده فيروزكوه قرار گرفته است. اين روستا كه به دو بخش بالا ده و پايين ده تقسيم مي‌شود، دو فضاي كاملا متفاوت را براي گردش و تفريح به شما پيشنهاد مي‌كند. دشتي در پايين دست با درختان پربار ميوه و كوه‌هايي در بالا دست كه آبشار و تنگه آيينه ورزان زيبايي آن را چند برابر كرده‌اند.

ايران مملو از زيبايي‌ها است. هر گوشه و كنار اين كشور پهناور را نگاه كنيد، زيبايي خاص خود را دارد. اين كه مي‌گويند، ايران كشور چهارفصل است به واقع صحت دارد.

در ايران يافتن چنين مناطقي چندان كار سختي نيست، با نگاهي به نقشه و كنكاش و پرس و جويي اندك مي‌توان چنين منطقه و شهري را يافت‌،چرا كه ايران، همواره سرزميني چهارفصل بوده است.iran1تماشاي طبيعت بينالود در روستايي با كوه‌هاي آهكي

نزديكي روستاي آخلمد و به فاصله ۱۷ كيلومتري جنوب غربي شهر چناران، دره و آبشاري وجود دارد كه منظره‌اي بي‌نظير از درختان و ديوارهاي سنگي به همراه آبشاري بلند را پيش روي بينندگان مي‌آورد. منطقه آخلمد و روستاي آن از جاذبه‌هاي طبيعي چناران به حساب مي‌آيد و همه ساله از گوشه و كنار كشور براي بازديد و گردش به اين منطقه سفر مي‌كنند.دره آخلمد، زياد پهن و گسترده نيست و همين باعث شده تا تراكم گياهان در آن بيشتر باشد و سرسبزي و طراوت خاصي به آن ببخشد. در كنار درختان و گياهان طبيعي، تعداد زيادي از باغ‌هاي منطقه در اين دره ديده مي‌شود كه در فصل‌هاي بهار و تابستان خانواده‌ها، گردشگران و مسافران را به سوي خود فرامي‌خواند.پس از گذراز مسير دره و باغ‌ها در انتهاي دره، آبشاري وجود دارد كه بلند و زيباست و باشكوهي رويايي در بلنداي كوه در جريان است. قابل توجه است كه بسياري از مسافران و گردشگران براي سفر به شهرهاي اطراف، كمي راه خود را تغيير داده تا از اين آبشار زيبا ديدن كنند و سپس به سفر خود ادامه دهند.منطقه آخلمد داراي چند آبشار فصلي و دو آبشار دائمي است كه آبشارهاي فصلي تنها در فصل‌هاي بارندگي جريان دارد و زيبايي منطقه را دوچندان كرده است.يكي از آبشارهاي دائمي كه كوچك‌تر است، نزديك به دو كيلومتر از روستاي آخلمد فاصله دارد. اين آبشار ۲۳ متر است كه در دل كوه‌هاي بينالود جاي گرفته است. اين منطقه به‌عنوان تفرجگاهي براي مسافران و گردشگران شهرهاي اطراف و نيز مسافران ديگر نقاط كشور به حساب مي‌آيد.آب‌وهواي منطقه آخلمد بسيار خوب و معتدل است. در آخلمد از گرماي شديد تابستان يا سرماي تند زمستان خبري نيست و براي همين در همه فصل‌ها آمادگي پذيرايي از گردشگران و بازديدكنندگان و نيز علاقه‌مندان به طبيعت وجود دارد.در نزديكي اين آبشار، آبشار ديگري وجود دارد كه بلندتر از اين آبشار است و ارتفاع آن به ۴۵ متر مي‌رسد. چشم‌انداز هر دو آبشار بسيار زيبا و دلنشين است. در بين اين آبشارها محلي باز و گسترده ديده مي‌شود كه به تخت شاه‌عباس شهرت دارد. پس از آبشار بلندتر آخلمد، رودخانه‌اي جريان دارد كه مسير بسيار تنگ كوه‌هاي بلند و صاف اطراف را طي كرده و پس از گذر از دره‌اي زيبا به رودخانه آخلمد مي‌پيوندد. اهالي روستاي آخلمد به اين بخش، خانه‌هاي گلي مي‌گويند.كوه‌هاي اين منطقه آهكي است و همين باعث‌شده تا در زير آبشار حفره‌هاي ژرف و دايره‌اي شكل ايجاد شود كه خود بسيار زيبا و شگفت‌انگيز است. در پاي آبشارها حوضچه‌هايي وجود دارد كه بسيار زلال و پرآب بوده ولي ژرفاي آنها به‌طور دقيق مشخص نيست، پس بهتر است از پرش از بلندي به اين حوضچه‌ها خودداري كنيد چرا كه بسيار خطرناك است.منطقه آخلمد جدا از جاذبه‌هاي طبيعي بسيار زيباي آبشار، دره و كوه‌هاي سربه فلك كشيده، از سدي تاريخي نيز برخوردار است.نزديك به ۳ كيلومتري دهنه دره به سوي روستاي آخلمد، سدي وجود دارد كه در تنگاتنگ دره آخلمد بنا شده و به نام سد بايسنقرميرزا خوانده مي‌شود. اين سد در زمان شاهزاده غياث‌الدين بايسنقر تيموري، فرزند شاهرخ و حاكم توس در نيمه اول سده نهم هجري، ساخته شده كه مصالح آن سنگ و ملات آهك بوده است. طول سد آخلمد حدود ۲۵۲ متر است و پهناي ديوارهايش در بخش‌هاي باريك دره به ۱۴ متر و در بخش مياني ۲۴ متر است. گونه‌اي گل زيبا در نزديكي آبشار و در مسير پياده‌روي بين آبشارها ديده مي‌شود و در زبان فارسي به آن گل چشماري يا گل گچ‌دوست گفته مي‌شود. از ديگر گياهان زيبا و قابل توجه اين منطقه وجود گونه‌اي هپاتيك (جگرواش) از نوع گياهان خزه‌اي است كه بر صخره‌ها و سنگ‌هاي نزديك آبشارها ديده مي‌شود.iran2لرستان؛ سرزمين چهارفصل ايران

 سرزمين چهارفصل ايران استان لرستان، نگين سرسبز و زيباي زاگرس را شايد بتوان يگانه ديار طبيعت بكر و بهشت‌وار سرزمين زيباي ايران خواند و در ميان رشته كوه‌هاي سر به فلك كشيده زاگرس چون صحنه‌اي بي‌بديل از زيبايي‌هاي اين سرزمين در فصل زيباي بهار به نظاره نشست.در خرم‌آباد، استان لرستان سرزميني زيبا با آب‌وهواي دلپذير و محصور در كوه‌هاي مرتفع و صعب‌العبور است كه بين ۴۶ درجه و۵۱ دقيقه تا ۵۰ درجه و۲۲ دقيقه عرض شمالي در سلسله جبال زاگرس مياني واقع شده است.اين استان از شمال به استان‌هاي مركزي و همدان، از شرق به استان اصفهان، از جنوب شرقي به چهارمحال وبختياري، از جنوب به استان خوزستان و از غرب به استان كرمانشاه و ايلام محدود است و از اين حيث داراي جغرافيايي بي‌نظير است.استان لرستان با مساحت ۲۸هزار و ۶۴ كيلومتر مربع در غرب كشور پهناور ايران واقع و ۱/۷درصد مساحت كشور را به خود اختصاص داده است.اشترانكوه سرافراز با ۴هزار و ۱۵۰ متر ارتفاع بلندترين نقطه استان لرستان است و پست‌ترين نقطه در جنوبي‌ترين نقطه استان واقع شده و ارتفاع آن از سطح دريا ۵۰۰ متر است.

ايرانگردي از شيراز تا اصفهان

ايرانگردي از شيراز و اصفهان تا كردستان

قلعه فلك الافلاك، مقبره باباطاهر، سنگ نوشته قرن ششم، تپه سراب ناوه‌كش، نقاشي‌هاي غار دوشه، سنگ نوشته سراب چنگايي، تپه‌هاي باباخاني و تخته چراغ، تپه كرگونه، مقبره جلاله، مقبره حيات‌الغيب، مقبره فلك‌الدين، قلعه بهرام، قلعه منگره، قلعه شهنشاه (گوشه)، گورستان هره باغ، پل شاپوري، سراب چنگالي، سراب كيو، كوهدشت، تپه‌هاي چغاسبز و كفتارلو، تپه دركه، قلعه چنگري، قلعه كورگان، قلعه منيژه.458259_mكيش

تپه خانجان‌خاني، مسجد سلطاني، كيش، اين جزيره نقره‌فام، پارك دلفين‌ها، باغ پرندگان، كشتي يوناني، بوستان آهوان، پارك ساحلي مرجان، شهر زير زميني كيش (كاريز)، شهر تاريخي حريره، مجموعه درخت سبز، آب انبار سنتي، روستاي باغو، كلبه هور، اسكله بزرگ تفريحي جزيره كيش.iran3كهگيلويه و بويراحمد؛ تفريح در دامنه‌هاي زاگرس

آبشار تنگ تامرادي، درياچه كوه گل، كاروانسرا، بقعه متبركه امام‌زاده بي‌بي‌حكيمه خاتون، روستاي كوخدان، شهر توريستي سي‌سخت، آبشار منج، تنگ نمك، چشمه ميشي، آب سپاه، رود رونه.iran4كرمانشاه؛ شهر باستاني ايران

طاق بستان، غار پراو، مسجد جامع، تكيه معاون الملك، غار آسنگران، مسجد دولتشاه، مسجد عمادالدوله

بيستون

نقش گودرز دوم اشكاني، كتيبه بيستون، نقوش داريوش، فراتاش (فرهاد تراش)، مجسمه هركول، نقش ميتريدات اشكاني، كاروانسراي بيستون، پل خسرو، پرستشگاه پارتي.

سنندج

عمارت امجدالاشراف، عمارت خسروآباد، عمارت مشير، عمارت سالار سعيد، عمارت وكيل الملك، قلعه حسن‌آباد، پل قشلاق، پل شيخ.

مريوان

كتيبه اورامان، روستاي دركي، روستاي نگل، روستاي اورامانات تخت

بانه

دشت‌هاي بانه، جنگل‌هاي منطقه‌اي بانه

سقز

قلعه زيويه، غار تاريخي كرفتو، قلعه قمچقاي – بيجار، تپه باستاني بابا گرگر – قروه، دشت كامياران – كامياران

شيراز

تخت‌جمشيد، مجموعه ميراث جهاني پاسارگاد، حافظيه، سعديه، شاه‌چراغ، مسجدنو، مسجد وكيل، دروازه قرآن، باغ ارم، باغ عفيف‌آباد، باغ دلگشا، باغ نظر(موزه پارس)، باغ جهان نما، حمام وكيل، ارگ كريمخاني، آرامگاه خواجوي كرماني، هفت تنان (موزه سنگ)، آرامگاه شاه‌شجاع(ع)، مدرسه‌خان، شهر باستاني بيشاپور، نقس رستم، نقش رجب.

سمنان

آتشگاه سمنان، عمارت ابراهيم خان (شكارگاه ملاده)، برج چهل دختران، مسجد جامع سمنان

:: موضوعات مرتبط: فصل ها
:: برچسب‌ها: ،
 



ورزش هاي سنتي ايراني
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۰۱:۰۴:۵۷
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

ورزش باستاني، ورزش بسيار خوب و مهمي است. اين ورزش را ادامه دهيد و پيش برويد. شايد كارهاي ديگر و بيشتري هست كه مي­شود آنها را انجام داد؛ تمرين كرد و حتي به ورزش باستاني افزود. فنوني را به ورزش باستاني معمول، اضافه كنيد. فنون و حركاتي كه امروز در ورزش باستاني است، يك دفعه به وجود نيامده است. كساني كه توانايي جسمي داشتند و وارد بودند، به تدريج، اين فنون و حركات را به وجود آوردند. بنابراين، از اين بيشتر هم مي شود. فرض بفرماييد شما چرخ زدن را مثلاً به اين شكل خاص انجام مي­دهيد؛ شايد به شكل هاي ديگر هم بشود فكر كرد و انجام داد يا راهي پيدا كرد و كارهاي ديگري به وجود آورد. لابد در بين شما چنين نوآوري هايي هست. در اين جا شايد كساني از شما نخواهند نوآوري ها را بروز دهند؛ چون شرايط، آماده نيست و ما گود مناسبي كه آقايان بخواهند هنرنمايي كنند، نداريم. بر حسب كيفيت مورد امكان خودتان و متناسب با وضع جسماني تان، بر آن چه كه هست، اضافه كنيد. اگر شما بتوانيد با اين كاري كه انجام مي دهيد، افراد تنبل را وادار كنيد كه به شوق بيايند و ورزش كنند، بدانيد كه ثواب و خدمت بزرگي انجام داده­ايد.1

دنبال ورزش هايي بگرديد كه بومي ماست و مردم از آنها خبر ندارند؛ مثلاً من ورزش چوگان را ديده ام؛ يك ورزش ايراني است. الآن هم در دنيا معمول است... ولي ما اصلاً بازي چوگان را بلد نيستيم. اصلاً نمي دانيم چوگان چيست! بياييد اينها را احيا و زنده كنيد؛ چون جزو فرهنگ شما و اصلاً جزو مليت شماست.2

 
تاريخچه ورزش در ايران

تاريخ ورزش و برگزاري مسابقات ورزشي در ايران باستان، آن طور كه بايد و شايد، روشن و آشكار نيست. ورزش ايران در بعضي بخش ها از قدمت بيشتري نسبت به ورزش يونان برخوردار است. در يونان باستان، بازي هاي المپيك شامل دويدن، كشتي، مشت زني، اسب دواني، ارّابه راني و پنجگانه بود؛ اما در ايران، ضمن اين كه بعضي از اين ورزش ها سابقه بيشتري دارد، ورزش هايي مثل تير و كمان، قايق راني و... رايج بوده است.

در ميان كشورهاي مشرق زمين، بي گمان ايران، تنها كشوري بود كه در نظام تعليم و تربيت خود، بيشترين اولويت را به ورزش و تربيت بدني داده بود، ايرانيان به اهميت و ارزش توانايي و سلامتي بدن، به عنوان يك وسيله بسيار مهم براي فراهم آوردن ارتشي سلحشور و پيروزمند، پي برده بودند.

هرودوت، مورخ مشهور يوناني مي نويسد: «ايرانيان از پنج سالگي تا بيست سالگي، سه چيز را مي آموختند؛ سواري، تير و كمان و راستگويي».

 
ورزش زورخانه اي

ايرانيان از ديرباز به ورزش هاي جنگي و ميداني، علاقه داشتند و يكي از اهداف عالي آنها از ورزش هاي پهلواني و جنگي، آماده ساختن خود براي كشتي گيري و نبرد تن به تن بوده است و داستان هايي چون در آويختن رستم با ديو سفيد، كشتي گرفتن رستم و سهراب، جنگ تن به تن بهرام با كوت (سردار رومي) و نيز داستان ها و جنگ هايي كه در داراب نامه، سمك عيار، حسين كرد و ديگر داستان هاي عاميانه آمده، همه دلالت بر مقام و اهميت فوق العاده كسوت پهلواني نزد ايرانيان دارد.

اين ورزش به دليل توجه پيشينيان به قدرت بدني بالا، براي غلبه بر دشمنان در جنگ ها، ارزش خاصي داشته و جزئي از فعاليت هاي روزمره مردان، بوده است و پرورش روح و جسم به موازات هم كه شعار اين ورزش كهن است، در آداب و رسومش رخ نمايي مي كند و هر بيننده اي كه براي نخستين بار به اين مكان قدم بگذارد، به آن مجذوب مي شود. ضرب زورخانه، توسط مرشد نواخته مي شود و ورزشكاران با كسب اجازه از پيش كسوتان، مرشد و حضار، دست راست خود را به كف گود مي زنند و مي بوسند و با اداي احترام به اين گود مقدس، جهت احياي قواي جسمي و روحي، وارد گود مي شوند و با نواي ضرب مرشد، به ورزش مي پردازند. قدمت ورزش زورخانه اي يا باستاني، بنا بر شواهد تاريخي، تقريباً به اوايل قرن هفتم هجري مي رسد.

17 شوال كه سال روز جنگ خيبر است، در تقويم ايرانيان به نام روز ورزش پهلواني و زورخانه اي، تعيين شده است. ورزشكاران اين رشته پيوسته به اميرالمؤمنين عليه السلام اقتدا مي كنند.

رسم است كه هر ورزشكار باتجربه، پيش از ورود به گود، سنگ بگيرد. سنگ گرفتن، از بهترين و دشوارترين حركت هاي ورزشي باستاني است. شنا رفتن نيز آداب مخصوصي دارد. قبل از شروع شنا، مرشد با خواندن اشعار پندآميز و غزليات عرفاني، عشق به حق، پرهيز از آلودگي و روح پهلواني و دلاوري را در جوانان ورزشكار برمي انگيزد؛ سپس مياندار و ديگر ورزشكاران، تخته شناها را برمي دارند و در پي هم در گود مي ايستند و مياندار، ميانداري را به ورزشكاران، تعارف مي كند و پس از پايان شنا، ورزشكاران برمي خيزند و نرمش مي كنند و اشعار مخصوص توسط مرشد خوانده مي شود.

پهلوان شدن و دست يافتن به پهلواني، بدون ورزش هاي زورخانه اي و آموختن فنون كشتي، ممكن نيست و به همين جهت، ورزش باستاني و آموختن فنون كشتي، از ديرباز در ايران رونق داشته است.

 
ورزش ايراني چوگان

هزاران سال پيش تر از آن كه شاه اسماعيل صفوي بر عمارت عالي قاپو در ميدان نقش جهان اصفهان بنشيند و در محوطه وسيع اين ميدان تاريخي، بازي چوگان تماشا كند، شاهزادگان هخامنشي در سال هاي 600 پيش از ميلاد مسيح، نشسته بر اسب، آرايش نظامي مي گرفتند و چوگان به راه مي انداختند. چوگان به دليل رواج در ميان پادشاهان و بزرگان، به بازي شاهان نيز معروف بود و سواركاران ايراني مي توانستند استعداد اسب هاي جنگي خود را در بازي چوگان، محك بزنند. آثار به دست آمده از هزاره هاي گذشته، بيان گر آن است كه چوگان از ايران به هندوستان رفت. رودكي نيز نخستين شاعري است كه پس از اسلام از چوگان سخن گفت و فردوسي داستان بازي چوگان سياوش و افراسياب را به نظم درآورد؛ اما چوگان در دوره صفويه به شكوفايي رسيد. اسناد تاريخي نشان مي دهند كه شاه عباس صفوي خود چوگان باز بود و حتي پيش از آن كه اصفهان را پايتخت اعلام كند، در قزوين كه پيش از اصفهان پايتخت ايران بود، چوگان بازي مي كرد. در دوران حضور شاه عباس در اصفهان بود كه ميدان تاريخي نقش جهان، براي بازي چوگان بنا نهاده شد. در همان زمان كه ميدان نقش جهان ميزبان صدها سواركار چوگان بود، افسران انگليسي در دوره استعمار، توانستند چوگان ايراني را در باشگاه كلكته بياموزند و آن را با خود به اروپا ببرند. در سال ۱۸۶۰م. چوگان در انگلستان متداول شد و با اين كه اكنون چوگان در بيش از ۷۷ كشور جهان به صورت حرفه اي جريان دارد، اما از همان دوره صفويه در ايران رو به فراموشي گذاشت و امروز تعداد كمي ورزشكار حرفه اي چوگان در ايران وجود دارند

:: موضوعات مرتبط: ورزش هاي سنتي
:: برچسب‌ها: باستاني،چوگان،تاريخچه،زورخانه،ايراني،
 



رازهايي براي افزايش طول عمر
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۱۲:۵۸:۴۳
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

افزايش طول عمر يكي از آرزوهاي ديرينه بشر است. در اين مقاله قصد داريم راههاي براي افزايش طول عمر بيان كنيم كه توسط علم ثابت شده اند. نكته جالب توجه اين است كه بيشتر اين راهها توسط دين و طب سنتي و اسلامي هم به ما توصيه شده‌اند.

وظيفه شناسي باشيد

تحقيقات نشان مي دهد كه حس وظيفه شناسي به افزايش طول عمر كمك مي كند. محققان يافته اند كه افراد وظيفه شناس تلاش بيشتري براي حفاظت از سلامت خود مي كنند.

دوستان زيادي بيابيد

محققان استراليايي به اين نتيجه رسيده اند كه افراد سالمندي كه دوستان زيادي دارند نسبت به افراد منزوي كم تر ميميرند. تحقيقات ديگري هم ارتباط بين طول عمر و داشتن دوست را تاييد مي كند.

انتخاب عاقلانه دوستان

عادات دوستان شما بر شما هم تاثير مي گذارد پس دنبال دوستاني با عدات سالم باشيد. تحقيقات نشان ميدهد كه چاقي مي تواند مسري باشد و اگر شما يك دوست چاق داشته باشيد شانس چاق شدن شما ۵۷ درصد افزايش مي يابد. سيگار كشيدن و همچنين ترك سيگار هم يكي از عادات مسري  است.

ترك سيگار

هرچند كه ترك سيگار ديگر رازي براي افزايش طول عمر نيست و همه از آن باخبرند، اما اگر بدانيد اين ترك كردن چه مدت زماني به زندگي شما مي افزايد، قطعا تعجب مي كنيد. بر طبق يك تحقيق پنجاه ساله انگليسي، ترك سيگار در سن ۳۰ سالگي مي تواند ۱۰ سال به عمر شما بيافزايد. همچنين ترك سيگار در سنين ۴۰، ۵۰ و ۶۰ مي تواند بترتيب ۹ ، ۶، و ۳ سال به زندگي شما اضافه كند.

خواب نيمروز

خواب نيمروزي (قيلوله) يكي از متداول ترين عادات در جهان است و امروزه تحقيات نشان مي دهد افراديكه بطور دائم و مرتب ظهرها خوابي كوتاه (چرت) دارند، ۳۷ درصد كمتر از افراديكه كمتر اين خواب را تجربه كرده اند، دچار بيماريهاي قلبي كشنده مي شوند. محققان براين باورند كه خواب نيمروزي با كم كردن هورمونهاي استرس زا به قلب شما كمك مي كند.

رژيم غذايي مديترانه اي

رژيم غذايي مديترانه اي ، رژيمي پر از سبزيجات ، ميوه، غلات كامل، روغن زيتون و ماهي است. بررسي بيشتر از ۵۰ تحقيق كه برروي بيش از نيم ميليون نفر انجام شده،  نشان دهنده مزاياي اين رژيم است. يافته هاي اين تحقيقات نشان مي دهد كه اين رژيم ريسك سندرم متابوليك (اين بيماري تركيبي از چاقي، قندخون بالا، افزايش فشارخون و ساير فاكتورهايي كه ريسك بيماريهاي قلبي و ديابت را افزايش مي دهد، است) را كاهش مي دهد.

ازدواج

چندين تحقيق نشان مي دهد كه افراد متاهل بيشتر از همنوعان مجرد خود زندگي مي كنند. محققان دلايل اين افزايش عمر را به تفاوت هاي اجتماعي و مالي افراد تنها نسبت به افراد متاهل نسبت مي دهند. درضمن افراديكه طلاق گرفته اند يا همسرشان فوت كرده است نيز طول عمر بيشتري نسبت به كسانيكه اصلا ازدواج نكرده اند، دارند.

كاهش وزن

درصورتيكه شما چاق هستيد، لاغر شدن مي تواند از شما در برابر بيماريهايي كه طول عمر را كم مي كنند، مانند بيماري قلبي، ديابت و … حفاظت كند. در بين انواع چاقي، چاقي شكم از همه خطرناك تر است، پس ابتدا بر از بين بردن چربي شكم تمركز كنيد.

ورزش كردن

در اين زمينه همه تحقيقات يكصدا هستند، افراديكه ورزش مي كنند داراي ميانگين عمري بيشتر از افراديكه ورزش نمي كنند، هستند. برطبق ده‌ها تحقيق، فعاليت جسمي منظم، خطر بيماريهايي از جمله، بيماري قلبي، سكته، ديابت، بعضي از انواع سرطان و افسردگي را كاهش مي دهد. ورزش حتي مي تواند به سلامت مغز شما در سنين بالا كمك كند. هفته اي ۲٫۵ ساعت ورزش براي سلامتي مفيد و لازم است.

به دينتان بپردازيد

تحقيقات جديد نشان ميدهند كه افراديكه به تكاليف دينيشان مي پردازند بيشتر از افراديكه عمل نمي كنند، عمر مي كنند. درضمن در صورتيكه افراد اين عبادت ها را بصورت دسته جمعي انجام بدهند، تاثير عبادت بر سلامتيشان افزايش مي يابد.

بخشش

فراموش كردن كينه‌ها و بخشيدن ديگران يكي ديگر از راههاي افزايش عمر است. كينه و خشم مزمن با كاهش عملكرد ريه، بيماري قلبي، سكته و ساير بيماريها مرتبط است. بخشش باعث كم كردن نگراني شما ، كاهش فشارخون و تنفس راحت تر مي شود. اين فوايد هرچه سن شما بالاتر مي رود، موثرتر و كاراتر است.

خواب كافي

داشتن خواب كافي و آرام مي تواند خطر چاقي، ديابت، بيماري قلبي و اختلالات خلقي را كاهش دهد. خواب كمتر از ۵ساعت درشب مي تواند خطر مرگ را افزايش دهد.

كنترل استرس

مديريت و كنترل استرس مي تواند خطر بيماري قلبي را كم كند. البته براي بيشتر افراد از بين بردن كامل استرس كار سختي است، اما مي شود با راههايي آسان استرس را مديريت و كنترل كرد. شما مي توانيد با يوگا، مديتيشن، عبادت و نفس عميق استرس را در خود كاهش دهيد.

هدفي براي زندگي

يافتن سرگرمي ها و فعاليت هايي كه براي شما معني دار است به افزايش عمرتان كمك مي كند. محققان ژاپني در بررسي افراد در طول ۱۳ سال به اين نتيجه رسيده اند، كه افرادي كه هدفي براي زندگي دارند كمتر از ساير افراد بدون هدف مي ميرند. همچنين يك تحقيق آمريكايي نشان ميدهد كه افراديكه هدف محكمي براي زندگي دارند كم تر از ساير افراد دچار بيماري آلزايمر مي شوند.

:: موضوعات مرتبط: سلامت
:: برچسب‌ها: عمر،راز،خواب،وزن،ورزش،
 



آيين كهن ايراني
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۱۲:۴۰:۴۳
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

آيين كهن ايراني به دين كهن اقوام ايراني‌تبار، پيش از زرتشت گفته مي‌شود.

بطوركلي شاخص‌هاي آيين كهن ايراني به شرح زير است:

    پرستش اهورامزدا به عنوان خداي برتر: از قراين چنين برمي‌آيد كه ايرانيان به مرور در آيين كهن آريايي‌ها تصرفاتي قايل شدند چنان‌كه از وقتيكه تاريخ ايرانيان معلوم است، اهورامزدا خداي بزرگ طوايف شهرنشين و متمدن شرقي و غربي ايران محسوب مي‌شده‌است. مزداپرستي قديم‌تر از دين زرتشت است. مزدا خداي قبيله يا ملتي معين نيست و خداي عالم و پروردگار بني‌آدم است.[۱] وابستگي ميان اهورامزدا و آيين زرتشت آنچنان نزديك است كه بسياري چنان مي‌پندارند كه پرستش اين خدا از دين زرتشت سرچشمه گرفته‌است ولي دلايل بسياري در دسترس است كه نشان مي‌دهد اهورامزدا ايزدي بسيار كهن است و زرتشت در دين‌آوري خود از اين نام براي ناميدن خداي يگانه استفاده كرده‌است. لازم به يادآوري نيست كه گاه اتفاق مي‌افتد كه آييني نو، نام‌هاي كهن را مفهوم تازه مي‌بخشد. نام مجرد مزدا باستاني‌تر از دين زرتشت است و حتي نقش اساسي‌اي كه در مزديسنا به عهدهٔ اين ايزد محول شده‌است نيز به دوران قبل از زرتشت برمي‌گردد.[۲] مي‌توان باور داشت كه در اواخر هزارهٔ دوم و اوايل هزارهٔ اول پيش از ميلاد كه قبايل ايراني هنوز از يكديگر جدا نشده‌بودند، پرستش خدايي به نام اهورامزدا در ميان ايشان شكل گرفته بوده‌است كه مظهر خرد، عدالت و خلق بوده‌است. پس از او بخشي از خدايان كهن هندوايراني، اهوراها، با كاهشي در خويشكاري‌‌‌هاي كهن‌شان، تا حدي صورت فرشتگان يافته، گروه ديگر خدايان هندوايراني، ديوها، مظهر شر گشته‌بودند. سپس در مرحلهٔ پيشرفته‌تري از دين، در فرهنگ اوستايي شرق ايران، اهورامزدا به خدايي يكتا مورد پرستش قرار گرفته و خدايان ديگر حذف شده‌اند و اهريمن مظهر و سرور ديوان گذشته‌است، در حالي كه در بخش‌هاي ديگر اين بوم، از جمله پارس دين ايراني بر همان اساس كهن باقي‌مانده‌است. علت عموميت يافتن نهايي دين زرتشتي را در ايران مي‌توان در همين پيشروتر بودن گاهان زرتشت نسبت به بقيه ديد.[۳]
    پرستش خدايان متعدد: پرستش خداياني چون آناهيتا، تير، ميترا، بهرام، ارته، رشن، فروشي، زامياد و هوم.[۴]
    نداشتن پرستشگاه:امروزه مي‌دانيم كه در دين و آيين هندواروپايي نه پرستشگاه وجود داشته‌است، نه تنديس و پيكرهٔ خدايان.[۵]
    انجام قرباني و نوشيدن هوم: مراسم قرباني كردن گاو و نوشيدن هوم همراه با جشن‌هاي پرخرج و باشكوهي بود، اين مراسم بدون آنكه به طبقات ثروتمند لطمه‌اي بزند، طبقات كشاورز و چوپان را ضعيف و فقير مي‌كرد و ظاهراً به همين سبب در نزد زرتشت با نظر قبول نگريسته نمي‌شد.[۶] ولي ذكر برگزاري اين گونه آيين‌هاي قرباني در يشت‌ها (بخشي از اوستا) مي‌رساند كه اين رسم بعد از زرتشت نيز همچنان بر جاي مانده و دوام داشته‌است.[۷]
    تدفين مردگان: رسم قرار دادن نعش مردگان پيش جانوران و پرندگان به غير از مادها به خزرها و بلخي‌ها‌ نيز نسبت داده شده‌است، چنان مي‌نمايد كه اين يكي از رسم‌هاي ويژهٔ قبايل ايراني كهن باشد كه در جلگه‌هاي شمال زندگي چادرنشيني داشتند و امري را كه بنا به اقتضاي وضع آب و هوا و طرز معيشت آن‌ها از ضرورت‌هاي زندگي بوده بصورت يك رسم مذهبي در آورده‌اند.
    چنين به نظر مي‌رسد كه به خاك سپردن مردگان يك آيين پارسي بوده كه بعدها به تدريج متروك شده‌است. سندي در اين مورد از برده‌اي ايراني به نام اوفراتسبه دست آمده‌است. «مرا مسوزان، آتش را از برخورد تن من ميالاي، من پارسيم، نياكانم نيز پارسي بودند و گناه آلودن آتش به نزد ما گران‌تر از مرگ است. مرا به خاك بسپار، مولايم، ولي برتنم، آب تطهير نيفشان چون من آب‌ها را نيز گرامي مي‌دارم.»[۸]
    مراسم برسم: مقصود از مراسم برسم، دعا خواندن و سپاس به جاي آوردن، نسبت به تنعم از نباتات است كه مايهٔ تغذيهٔ انسان و چهارپا و وسيلهٔ جمال طبيعت است. بر طبق اين رسم مردم پيش از غذا برسم كه عبارت از شاخه‌هاي بريده درختي مانند انار و گز و هوم بود، به دست گرفته، دعا مي‌خوانده‌اند و سپاس نعمت به جاي مي‌آوردند. در بخش‌هاي مختلف اوستا از برسم ياد گرديده‌است.[۹]
    نفرت از دروغ: اميل بنونيست مي‌نويسد، به غير از كتيبه‌هاي بجاي مانده از دوران هخامنشيان، نفرت و بيزاري ايرانيان نسبت به دروغ در بخش‌هاي متأخر اوستا نيز آمده‌است. اين خود نشانهٔ اينست كه اين گونه معتقدات از ويژگي‌هاي و خصوصيات هميشگي و عمومي ايرانيان بوده‌است.[۱۰]

جشن مهرگان

جشن مهرگانجشن مهرگان متعلق به فرشته بزرگ مهر است و برابر با مهرروز (شانزدهم مهر) است و مطابق گاهنماي كنوني دهم مهر مي باشد اين جشن فرخنده و زيبا در گذشته ميان ايرانيان مقامي بسيار ارجمند در حد نوروز داشت و همانگونه كه ايرانيان نوروز را بواسطه پايان سرما و آغاز بهار جشن مي گيرند مهرگان را نيزدر نيمه سال و با پايان فصل گرما و شروع سرما جشن مي گرفتند آداب و رسوم آن بسيار شبيه به نوروز است و همانطور كه نوروز را به  پادشاه افسانه اي ايران جمشيد نسبت مي دهند.

مهرگان را نيز به فتح و پيروزي فريدون ديگر قهرمان ايراني بر ضحاك نسبت داده مي شود ولي در حالت كلي چون ايزد مهر نزد كليه اقوام آريايي سابقه اي ديرين دارد و قديميترين آيين آرياييان مي باشد نزد هر دو دسته ايرانيان و هندوان در يك روز گرامي داشته مي شود  و مهردر زبان سانسكريت هم بمعني دوستي است و در ويد كتاب مذهبي برهمنان مانند اوستا ايزد روشنايي و فروغ مي باشد و زرتشتيان بپرستشگاه خويش درب مهر گويند هر دو جشن مهرگان و نوروز  از آثار درخشان و جاودان ايران زمين هستند و برماست كه اين دو ميراث گرانقدر نياكانمان را همچون دو گنجينه گرانبها سينه به سينه و نسل به نسل انتقال دهيم  چرا كه هويت و پهناي مرز ايران زمين را اين دو جشن به وضوح نشان مي دهد و هر كجا نوروز و مهرگان جشن گرفته شود آنجا ايران است و هر كه ايندو جشن با شكوه و زيبا را برگزار كند ايراني. مهرگان و نوروز در كنار يكديگر هزاران سال است كه همانند دو  ستون محكم و استوار پايه هاي استقلال و فرهنگ ايراني را حفظ نموده اند.مهرگان يكي از كهن‌ترين جشن‌ها و گردهمايي‌هاي ايرانيان و هندوان است كه در ستايش و نيايش مهر يا ميترا برگزار مي‌شود.جشن مهرگان قدمتي به اندازه ايزد منسوب به خود دارد. تا آنجا كه منابع مكتوبِ موجود نشان مي‌دهد، ديرينگيِ اين جشن دستكم تا دوران فريدون باز مي‌گردد. شاهنامه فردوسي به صراحت به اين جشن كهن و پيدايش آن در عصر فريدون اشاره كرده است:

به روز خجسته سرِ مهر ماه                  به سر بر نهاد آن كـياني كلاه
زمانه بي اندوه گشت از بدي                گرفتند هر كس ره بخردي
دل از داوري‌ها بپرداختند                      به آيين يكي جشن نو ساختند
نشستند فرزانگان شادكام                   گرفتند هر يك ز ياقوت جام
ميِ روشن و چهره ي شاه نو               جهان نو ز داد از سرِ ماه نو
بفرمود تا آتش افروختند                       همه عنبر و زعفران سوختند
پرستيدن مهرگان دين اوست                تن‌آساني و خوردن آيين اوست
اگر يادگارست ازو ماه و مهر                  بكوش و به رنج ايچ منماي چهر

شاهنامه فردوسي، ويرايش جلال خالقي مطلق

جشن مهرگان در آغاز مهرماه
همانگونه كه در گزارش فردوسي ديده مي‌شود، زمان برگزاري جشن مهرگان در آغاز ماه مهر و فصل پاييز بوده است و اين شيوه دستكم تا پايان دوره هخامنشي و احتمالاً تا اواخر دوره اشكاني نيز دوام داشته است. اما از اين زمان و شايد در دوره ساساني، جشن مهرگان به مهر روز از مهر ماه يا شانزدهم ماه مهر منتقل مي‌شود.

منسوب دانستن جشن مهرگان به نخستين روز ماه مهر در آثار ديگر ادبيات فارسي نيز ديده شده است. براي نمونه اين بيت از ناصرخسرو كه هر دو جشن نوروز و مهرگان را به هنگام اعتدالين مي‌داند:

نـوروز بـه از مـهـرگـان، گـرچـه            هـــر دو زمـــانــنــد، اعــتــدالــــي

دليل برگزاري جشن مهرگان در آغاز مهرماه و اصولاً نامگذاري نخستين ماه فصل پاييز به نام مهر، در اين است كه در دوره‌‌هايي از دوران باستان و از جمله در عصر هخامنشي، آغاز پاييز، آغاز سال نو بوده است و از همين روي نخستين ماه سال را به نام مهر منسوب كرده‌اند.تثبيتِ آغاز سال نو در هنگام اعتدال پاييزي با نظام زندگيِ مبتني بر كشاورزيِ ايرانيان بستگيِ كامل دارد. مي‌دانيم كه سال زراعي از اول پاييز آغاز و در پايان تابستان ديگر خاتمه مي‌پذيرد. قاعده‌اي كه هنوز هم در ميان كشاورزان متداول است و در بسياري از نواحي ايران جشن‌هاي فراوان و گوناگوني به مناسبت فرارسيدن مهرگان و پايان فصل زراعي برگزار مي‌شود. در اين جشن‌ها گاه ترانه‌هايي نيز خوانده مي‌شود كه در آنها به مهر و مهرگان اشاره مي‌رود. شايد بتوان شيوه سال تحصيليِ امروزي را باقي‌مانده گاهشماري كهن ميترايي/ مهري دانست.امروزه نيز سنت كهن آغاز سال نو از ابتداي پاييز با نام «سالِ وَرز» در تقويم محلي كردان مُـكريِ مهاباد و طايفه‌هاي كردان شُكري باقي مانده است. همچنين در تقويم محلي پامير در تاجيكستان (به ويژه در دو ناحيه «وَنج» و «خوف») از نخستين روز پاييز با نام «نوروز پاييزي/ نوروز تيرَماه» ياد مي‌كنند. در ادبيات فارسي (از جمله شاهنامه فردوسي) و امروزه در ميان مردمان آسياي ميانه و شمال افغانستان، فصل پاييز را «تيرَماه» مي‌نامند.گاهشماري هخامنشي نيز مبتني بر آغاز سال از ابتداي پاييز بوده است، همانگونه كه در كتاب «رصدخانه نقش‌رستم» (چاپ سال ۱۳۷۸؛ و چاپ دوم آن در كتاب: بناهاي تقويمي و نجومي ايران، ۱۳۸۳، از همين نگارنده) گفته شد؛ سازوكار ويژه‌اي براي تشخيص هفته به هفته و سپس روز به روزِ آغاز سال نو هخامنشي در تقويم آفتابي نقش‌رستم (كعبه زرتشت) طراحي و تعبيه شده است.

زمان جشن مهرگان
همانگونه كه گفته شد، زمان برگزاري جشن مهرگان در دوره هخامنشي و به احتمالي قديم‌تر از آن، در نخستين روز ماه مهر بوده و اكنون حدود دو هزار سال است كه اين جشن به شانزدهمين روز اين ماه يا مهرروز از مهرماه در گاهشماري ايراني منسوب است. اما اين زمان در ميان اقوام گوناگوني كه از تقويم‌هاي محلي نيز بهره مي‌برند، متفاوت است. براي نمونه زمان اين جشن در گاهشماري طبري/ تبري و نيز در گاهشماري سنتي يزدگردي زرتشتيان، فعلاً برابر با حدود نيمه بهمن‌ماه، و در گاهشماري ديلمي برابر با سي‌ام بهمن‌ماه است. همه اين شيوه‌ها برگرفته از گاهشماري‌هاي كهن و گوناگون ايراني است كه پاسداشت آنها در كنار گاهشماري ملي ايراني، لازم و شايسته است.

اما برخي ديگر از زرتشتيان، با شيوه‌اي نوساخته به نام «سالنماي ديني زرتشتيان» كه در ساليان اخير و با تغييراتي در گاهشماري ايراني ساخته شده، اين هنگام را معين مي‌كنند كه مصادف با دهم مهرماه (آبان روز) از گاهشماري ايراني مي‌شود. چنين شيوه‌هايي كه امروزه رايج شده و بعضي كسان به ميل شخصي، يك تقويم يا مبدأ سالشماري مي‌سازند و نام‌هاي ميهني بر آن مي‌گذارند، دستكاري آشكاري در نظام دقيق و قاعده‌مند گاهشماري ايراني و تاريخ و فرهنگ ملي دانسته مي‌شود. (در اين زمينه بنگريد به: پاسداشت گاهشماري ايراني).

در متون ايراني از مهرگان ديگري به نام مهرگان بزرگ در بيست و يكمين روز مهرماه نام برده شده است كه احتمالاً تاثير تقويم خوارزمي باستان بوده است. از آنجا كه در تقويم خوارزمي، آغاز سال نو از ششم فروردين‌ماه محاسبه مي‌شده است؛ زمان برگزاري همه مراسم سال، پنج روز ديرتر بوده و در نتيجه جشن مهرگان بجاي شانزدهم مهر در بيست و يكم مهر (رام روز) برگزار مي‌شده است.

آيين‌هاي جشن مهرگان
در مجموع و بطور خلاصه، جشن مهرگان، جشن نيايش به پيشگاه «مهر ايزد» ايزد روشنايي و پيمان و درستي و محبت، ايزد بزرگ و كهن ايرانيان و همه مردمانِ سرزمين‌هايي از هند تا اروپا، به هنگام اعتدال پاييزي در نخستين روز مهرماه و در حدود دو هزار سال اخير در مهر روز از مهرماه، برابر با شانزدهم مهرماهِ گاهشماري ايراني (هجري خورشيدي فعلي) برگزار مي‌شود.

آنگونه كه از مجموع منابع موجود، همچون نگاره‌ها و متون باستاني و نوشته‌هاي مورخان و دانشمندان قديم ايراني و غير ايراني (مانند فردوسي، بيروني، ثعالبي، جهانگيري، اسديِ توسي، هرودوت، كتسياس، فيثاغورث، . . .) و نيز آثار شاعران و اديبان (مانند جاحظ، رودكي، فرخي، منوچهري، سعدسلمان، . . .) دريافته مي‌شود؛ مردمان در اين روز تا حد امكان با جامه‌هاي ارغواني (يا دستكم با آرايه‌هاي ارغواني) بر گرد هم مي‌آمده‌اند؛ در حالي كه هر يك، چند «نبشته شادباش» يا به قول امروزي‌، كارت تبريك براي هديه به همراه داشته‌اند. اين شادباش‌ها را معمولاً با بويي خوش همراه مي‌ساخته و در لفافه‌اي زيبا مي‌پيچيده‌اند.
در ميان خوان يا سفره مهرگاني كه از پارچه‌اي ارغواني رنگ تشكيل شده بود؛ گل «هميشه شكفته» مي‌نهادند و پيرامون آنرا با گل‌هاي ديگر آذين مي‌كردند. امروزه نمي‌دانيم كه آيا گل هميشه شكفته، نام گلي بخصوص بوده است يا نام عموميِ گل‌هايي كه براي مدت طولاني و گاه تا چندين ماه شكوفا مي‌مانند.
800px-Mehregan_Table_in_UCTI_University_of_Malaysia_2011خوان «مهرگان» در جشن مهرگان دانشجويان ايراني دانشگاه يو سي تي آي در مالزي، ۲۰۱۱
 

در پيرامون اين گل‌ها، چند شاخه درخت گز، هوم يا مورد نيز مي‌نهادند و گونه‌هايي از ميوه‌هاي پاييزي كه ترجيحاً به رنگ سرخ باشد به اين سفره اضافه مي‌شد. ميوه‌هايي مانند: سنجد، انگور، انار، سيب، به، ترنج (بالنگ)، انجير، بادام، پسته، فندق، گردو، كُـنار، زالزالك، ازگيل، خرما، خرمالو و چندي از بوداده‌ها همچون تخمه و نخودچي.

ديگر خوراكي‌هاي خوان مهرگاني عبارت بود از آشاميدني و ناني مخصوص. نوشيدني از عصاره گياه «هَـئومَـه/ هوم» كه با آب يا شير رقيق شده بود، فراهم مي‌شد و همه باشندگان جشن، به نشانه پيمان از آن مي‌نوشيدند. نانِ مخصوص مهرگان از آميختن آرد هفت نوع غله گوناگون تهيه مي‌گرديد. غله‌ها و حبوباتي مانند گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن. ديگر لازمه‌هاي سفره مهرگان عبارت بود از: جام آتش يا نوكچه (شمع)، شكر، شيريني، خوردني‌هاي محلي و بوي‌هاي خوش مانند گلاب.
سفره جشن مهرگان

سفره جشن مهرگان

آنان پس از خوردن نان و نوشيدني، به موسيقي و پايكوبي‌هاي گروهي مي‌پرداخته‌اند. سرودهايي از مهريشت را با آواز مي‌خوانده و اَرْغُـشت مي‌رفته‌اند (مي‌رقصيده‌اند). شعله‌هاي آتشداني برافروخته پذيراي خوشبويي‌ها (مانند اسپند و زعفران و عنبر) مي‌شد و نيز گياهاني چون هوم كه موجب خروشان شدن آتش مي‌شوند.

از آنجا كه نشانه‌هاي بسياري، همچون تنديس‌ها، كتيبه‌ها و سنگ‌نگاره‌ها (از جمله نگاره‌هاي ميترا در نمرود داغ و كوماژن)، از رواج آيين مهر در آسياي كوچك (آناتولي) حكايت مي‌كند؛ بعيد نيست كه «سماع»‌هاي عارفانه پيروان طريقه «مولويه» در شهر قونيه امروزي، ادامه ديگرگون شده همان ارغشت‌هاي ميترايي باشد.

در پايان مراسم، شعله‌هاي فروزان آتش، نظاره‌گر دستاني بود كه بطور دسته‌جمعي و براي تجديد پايبندي خود بر پيمان‌هاي گذشته، در هم فشرده مي‌شدند.

800px-Mehregan_Table_Persian_Festival_of_Autumn_in_Holland_Photo_by_Persian_Dutch_Network_2011ميز «مهرگان» در جشن مهرگان ايرانيان هلند، ۲۰۱۱

موسيقي مهرگاني
از آنجا كه در «برهان قاطع» نام مهرگان براي يكي از مقام‌ها و لحن‌هاي موسيقي سنتي ايران آمده است؛ و همچنين در ميان دوازده مقام نامبرده شده در كتاب «موسيقي كبيرِ» ابونصر فارابي نيز مقام يازدهم با نام مهرگان ثبت شده است؛ و نيز نظامي گنجوي در منظومه «خسرو و شيرين» نام بيست و يكمين لحن از سي لحن نامبردار شده را «مهرگاني» نوشته است؛ گمان مي‌رود كه در دوران گذشته در جشن مهرگان موسيقي ويژه‌اي اجرا مي‌شده است كه ما از جزئيات آن بي‌اطلاعيم.

نام مهر و مهرگان در كاربردهاي ديگر
در باره گستردگي مراسم مربوط به مهر و جشن مهرگان، بيش از اين نيز نشانه‌هايي در دست است كه به سبب اختصار اين گفتار فرصت پرداختن به همه آنها در اينجا نيست. اما شايد ذكر دو نكته ديگر مفيد باشد. يكي اينكه امروزه نيز زرتشتيان، آتشكده‌هاي خود را با نام «درِ مهر» مي‌شناسند و ديگر اينكه در بسياري از كشورهاي عرب‌زبان،از جشن‌ها و فستيوال‌ها با نام عمومي «مهرجان» و «مهرجانات» نام مي‌برند.

مهرگان در ادبيات

در ادبيات به ويژه چامه هاي (شعرهاي) پارسي، از مهرگان بسيار سخن به ميان آمده است كه در اين جا تنها نمونه هاي كوتاهي از آن ها را مي آوريم :

مسعود سعد سلمان :

روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان          مهر بفزا اي نگار ماه چهر مهربان
مهرباني كن به جشن مهرگان و روز مهر          مهرباني كن به روز مهر و جشن مهرگان
جام را چون لاله گردان از نبيد باده رنگ           وندر آن منگر كه لاله نيست اندر بوستان
كاين جهان را ناگهان از خرمي امروز كرد         بوستان نو شكفته عدل سلطان جهان

منوچهري دامغاني :

شاد باشيد كه جشن مهرگان آمد             بانگ و آواي ِدَراي ِكاروان آمد
كاروان مهرگان از خَزران آمد              يا ز اقصاي بلاد چينستان آمد
نا از اين آمد، بالله نه از آن آمد            كه ز فردوس برين وز آسمان آمد
مهرگان آمد، هان در بگشاييدش              اندر آريد و تواضع بنماييدش
از غبار راه ايدر بزداييدش                   بنشانيد و به لب خرد نجاييدش
خوب داريد و فرمان بستاييدش              هرزمان خدمت لختي بفزاييدش


قطران تبريزي :

آدينه و مهرگان و ماه نو            بادند خجسته هر سه بر خسرو

عنصري :

مهرگان آمد گرفته فالش از نيكي مثال       نيك روز و نيك جشن و نيك وقت و نيك فال

مهرگان در زمان حاضر
امروز، جشن مهرگان، به شيوه‌اي كه در كتاب‌هاي تاريخي سده‌هاي چهارم و پنجم و ششم آمده، نه در دستگاه دولتي و حكومتي برگزار مي‌شود و نه در گردهمايي‌هاي غير رسمي، نزد عامهً مردم. دست كم، در دو سده اخير نيز از برگزاري آن آگاهي در دست نيست. جشن و آيين مهرگان، از نظر زماني نيز، با تغيير تقويم، در سال ۱۳۰۴ هجري شمسي، تغيير كرد. بدين معني كه ۵ روز "پنجه = خمسه" (كه پس از ۱۲ ماه سي روزه براي رسيدن به ۳۶۵ مي‌آمد) حذف و شش ماه اول سال ۳۱ روز گرديده‌است. از آن پس، در بسي از تقويم‌ها، مهرگان، به جاي ۱۶ مهر در دهم مهر آمده، يعني در صد و نود و ششمين روز سال براساس تقويم پيشين. در ماهنامه‌ها و هفته نامه‌هاي ادبي و اجتماعي سدهً اخير، مهرگان حضور دارد. بدين معني كه مقاله، پژوهش، شعر به مناسبت مهر و مهرگان – به ويژه در نشريه‌هايي كه در ماه مهر منتشر مي‌شود – كم نيست.

دكتر بهرام فره وشي از برگزاري مهرگان به عنوان جشني خانوادگي، در بين زرتشتيان يزد و كرمان و نيز " از آيين قرباني كردن گوسفند، در برخي از روستاهاي زردشتي نشين يزد، براي ايزد مهر " خبر مي‌دهد. تا سي سال پيش، زردشتيان كرمان، در اين روز، به ياد مردگان، مرغي را كشته و شكمش را با حبوبات و آلو انباشته و به عنوان خوراك ويژه، يادمان مردگان مي‌پختند.

جشن آغاز سال تحصيلي دانشگاه تهران، كه در نيمه اول مهرماه است، در برخي از سال‌ها در دهم يا شانزدهم مهر ( مهرگان ) برگزار مي‌شد.

زمان برگزاري آيين قالي شويان در مشهد اردهال را جلال ال احمد، با مهرگان هم پيوند مي‌داند. صدرالدين عيني در يادداشت‌ها، از جشني در تاجيكستان و سمرقند ياد مي‌كند كه هر سال در ماه ميزان (مهر ماه) برگزار مي‌شد. جشني كه مي‌تواند، با همهً دگرگوني‌ها، بازماندهً جشن مهرگان باشد. از زبان او بشنويم، كه فارسي تاجيكي است : … حكايت اين سير (جشن) به كساني كه وي را نديده‌اند، مانند حكايه‌هاي " هزار و يك شب " دلكش و عجيب مي‌نمود. حكايه‌هايي درباره طرفبازي (آتش بازي)، موشك بازي، خر تازي، تگل جنگ اندازي (به جنگ انداختن قوچ‌هاي جنگي ) آن جا مي‌كردند. در ريان (منطقه) غجدوان كم كس يافت مي‌شد، كه هيچ نباشد، سالي يك بار رفته، آن را سير تماشا نكند. دهقان بچگان كم بغل (تنگدست) هم، كه پدرشان براي سير خرجي داده نمي‌توانستند، كوشش مي‌كردند، كه كاري كرده، دو سه تنگه (واحد پول) پول يابند تا كه به آن سير رفته، تماشا كرده توانند. كساني نيز پخته (پنبه) و خوره چيني مي‌كردند، به خربزه كشاني و دهقانان باي (ارباب) به مرد كاري مي‌در آمدند. و اگر هيچ كار نيابند از كشتزارها دزدي مي‌كردند. و مانند اين‌ها.
تمبر مهرگان

تمبر مهرگان

ماه مهر و مهرگان، در جامعه كشاورزي، فصل و زمان برداشت، انباشتن فراورده‌ها، پرداختن خراج و ماليات، اندوختن نيازمنديهاي زمستاني و گرمي بازارهاي موسمي بوده كه هنوز – هر چند نه به نام مهرگان – برگزار مي‌شود. و نيز با تحول و دگرگوني اي كه با گذشت سده‌ها و هزاره‌ها در برگزاري جشن‌ها و آيين‌ها – مانند همهً پد يده‌ها و زمينه‌هاي فرهنگي – روي داده و مي‌دهد، جشن مهرگان تنها به اين عنوان كه نام روز با نام ماه يكي است برگزار نمي‌شود، بلكه بيشتر داستان و اسطورهً قيام كاوه آهنگر در برابر بيدادگري‌هاي ضحاك است كه يادمان اين جشن نمادين مي‌باشد. بي گمان، باور و اعتقاد به ايزد مهر و آيين‌هاي مهري ( ميترايي ) كه پيش از زرتشت، در هند و ايران وجود داشته، به ماه مهر و جشن مهرگان سيماي ديني بيشتري افزوده بود.

جشن هخامنشي ميتراكانا
شواهد موجود نشان مي‌دهد كه جشن مهرگان در عصر هخامنشي در آغاز سال نو، يعني در نخستين روز از ماه مهر برگزار مي‌شده است. در گزارش‌هاي مورخان يوناني و رومي از اين جشن با نام «ميثْـرَكَـنَـه/ ميتراكانا» ياد شده است. نام ماه مهر در كتيبه ميخيِ داريوش در بيستون به گونه «باگَـيادَئيش» (= باگَـيادي/ بَـغَـيادي) به معناي احتمالي «ياد خدا» آمده است.

كتسياس، پزشك اردشير دوم پادشاه هخامنشي، نقل كرده است كه در اين جشن ايرانيان با پوشيدن رداي ارغواني رنگ و همراه با دسته‌هاي نوازندگان و خنياگران به رقص‌هاي دسته‌جمعي و پايكوبي و نوشيدن مي‌پرداخته‌اند.

به گمان نگارنده نقش گل‌هاي دايره‌اي شكل با دوازده و هشت گلبرگ در تخت‌جمشيد، مي‌تواند نشانه‌اي از مهر باشد. چرا كه در پيرامون ستاره قطبي (چه ستاره قطبي امروزي و چه باستاني) دوازده صورت فلكيِ تشكيل دهنده برج‌هاي دوازده‌گانه، و نيز هشت صورت فلكيِ پيرا قطبي، در گردشي هميشگي‌اند.

فيثاغورث در سفرنامه منسوب به او، شرح مي‌دهد كه پرستندگانِ ستاره‌اي درخشان كه آنرا ميترا مي‌ناميدند، در غاري تاريك كه چشمه آبي در آنجا جريان داشت و نقش صورت‌هاي فلكي بر آنجا نصب شده بود، حاضر مي‌شدند و پس از انجام مراسم گوناگون (كه نقل نكرده)، ناني مي‌خوردند و جامي مي‌آشاميدند.

آنگونه كه از گفتار ثعالبي در «غُرَر اخبار ملوك فُرس و سيرِهم» دريافته مي‌شود، گمان مي‌رود كه در زمان اشكانيان نيز جشن مهرگان با ويژگي‌هاي عصر هخامنشي برگزار مي‌شده است.
مهرگان داراي سه بعد طبيعي، اسطوره‌اي و ديني است.
مهرگان طبيعي

مهرگان همچون نوروز داراي اعتدال كيهاني است. اندازه شب و روز در مهر برابر مي‌شود و شايد از همين رو اين ماه را به نام مهر كه ايزد داوري و عدالت و دادگستري است گذاشته‌اند. همچنين مهر برابر است با پايان فصل برداشت كشاورزي. از اين رو زمان مناسبي براي جشن و شادي و استراحت كشاورزان كه عمده مردمان دوران كهن بودند است. همچنين اين حاكمان در اين زمان خراج و ماليات را از مردم مي‌ستاندند و از اين رو براي دولتهاي عرب و ترك و مغول كه بر ايران چيره شده و با فرهنگ آنان بيگانه بودند هم مهرگان رسميت داشت. برخي بر اين باورند كه در دوره‌هايي نوروز ايراني، نوروز پاييزي بوده‌است و نوروز بهاري سپس بر آن غلبه يافته‌است.

مهرگان اسطوره ايي

شايد پيروزي داريوش بزرگ بر گئومات مغ غاصب كه به ادعاي كتيبه بيستون، بر مردم ستم كرده و مال آنها را ستانده و نيايشگاه‌ها را ويران كرده بود، باعث شد تا بنا بر داستان كهن ضحاك و فريدون پيروزي نيكي بر بدي در اين تاريخ روايت شده و زان پس مهرگان را روز پيروزي كاوه آهنگر و بر تخت نشستن فريدون شاه بدانند. دقيقي شاعر زرتشتي چنين مي‌سرايد:
مهرگان آمد جشن ملك افريدونا           آن كجا گاو به پرورش بر مايونا

و اسدي توسي و فردوسي نيز در شعر خود داستان حماسي فريدون و ضحاك را در خور توصيف دانسته‌اند.

ابوريحان بيروني در التفهيم مي‌نويسد :

مهرگاه، شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر، اندرين روز، افريدون ظفر يافت بر بيورسب جادو، انك معروف است به ضحاك، و به كوه دماوند بازداشت. و روزها كه سپس مهرگان است همه جشنند، بر كردار آنچ از پس نوروز بود…. و در آثار الباقيه آورده‌است كه:

    سلمان فارسي مي‌گويد: ما در عهد زرتشتي بودن مي‌گفتيم: خداوند براي زينت بندگان خود ياقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بيرون آورد. و فضل اين دو روز بر روزهاي ديگر مانند فضل ياقوت و زبرجد است بر جواهرهاي ديگر. و بيورسب هزار سال عمر كرد. اين كه ايرانيان به يكديگر دعا مي‌كنند كه : " هزار سال بزي " از آن روز رسم شده‌است، چون ديدند كه ضحاك توانست هزار سال عمر كند و اين كار در حد امكان است، هزار سال زندگي را دعا و آرزو كردند.

ابوسعيد عبدالحي بن ضحاك بن محمود گرديزي مي‌گويد:

    اين روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنين گويند كه اندر اين روز آفريدون بر بيوراسب كه او را ضحاك گويند، پيروز شد و او را اسير كرد و او را بست و به دماوند برد و در آنجا وي را زنداني كرد. مهرگان بزرگ و برخي از مغان چنين گويند كه اين پيروزي فريدون بر بيوراسب، رام روز بوده‌است و زرتشت كه مغان او را به پيامبري دارند، ايشان را فرموده‌است، بزرگ داشتن اين روز و روز نوروز را.

گزارش خلف تبريزي دربارهٔ پيدايش مهرگان اين چنين است:

    … و در اين روز ملايكه ياري و ممدكاري كاوه آهنگر كردند و فريدون در اين روز بر تخت شاهي نشست و در اين روز ضحاك را گرفته به كوه دماوند فرستاد كه در بند كنند و مردمان به سبب اين مقدمه جشني عظيم كردند و عيد نمودند و بعد از آن حكام را مهر و محبت به رعايا به هم رسيد و چون مهرگان به معني محبت پيوستن است بنابراين بدين نام موسوم گشت …

مهرگان ديني

كومون خاورشناس و دانشمند بلژيكي در كتاب خود «آيين ميترا» چنين مي‌گويد: «.. بدون ترديد، جشن مهرگان كه در كشورهاي روم باستان، روز پيدايش خورشيد ناميده مي‌شد و آن را «سل ناتاليس اين وكتي» يعني «روز زايش خورشيد شكست ناپذير» مي‌گفتند كه به بيست و پنجم ماه دسامبر كشيده شد و شماري زياد از عيسويان پيش از عيسي مسيح به آيين مهرپرستي گرويدند و پس از گسترش دين مسيح در اروپا، روز زايش مسيح قرار داده شد. چون عيسويان نمي‌خواستند اين روز را جشن بگيرند به نام زاده شدن عيسي جشن گرفتند.»در ايران كه از دوره هخامنشي دين مزداپرستي يا زرتشتي در غرب كشور همچون شرق چيرگي يافت، ميترا از مقام بزرگترين خداي آريايي تنزل كرده و يكي از آفريدگان اهورا مزدا دانسته شد. با اين‌حال از دوره اردشير دوم هخامنشي، ميترا در كنار آناهيتا به عنوان ايزدي بزرگ ستايش مي‌شد. زرتشتيان در جشن‌هاي برابري روز و ماه ايزد مربوطه را ستايش مي‌كردند و يشت ويژه آن ايزد در اوستا را مي‌خواندند. كه در اين ميان مهريشت كه در ستايش ميترا است، كهن‌ترين، استوارترين و مهمترين يشت اوستا است.

:: موضوعات مرتبط: مذهبي
:: برچسب‌ها: ،
 



نكات مهم براي طبيعت گردي
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۱۲:۳۳:۴۳
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

با پيشرفت صنعت گردشگري، يكي از شاخه هاي محبوب آن طبيعت گردي شده است كه يك ورزش دوست داشتني و دل انگيز است. تحقيقات نشان داده است كه طبيعت گردي، فوايد جسمي و روحي زيادي دارد. اين فوايد مي تواند كاهش استرس و يا جلوگيري از پوكي استخوان باشد. اما برخلاف راه رفتن روي تردميل و يا پياده رو، نكات مهم براي طبيعت گردي چيزي غيرقابل پيش‌بيني‌تر است. اين نكات، مواردي هستند كه باعث مي شوند شما از طبيعت گردي لذت ببريد چراكه تنها با يك اشتباه كوچك شايد كمي دلسرد شده و اين تفريح هيجان انگيز را فراموش كنيد. در ادامه نكات مهم براي طبيعت گردي آورده شده است. با الي گشت همراه شويد.
نكات طبيعت گردي
۱- از مسيرهاي كوتاه‌تر شروع كنيد و مسير مناسب با توان بدني تان را انتخاب كنيد.

مسير طبيعت گردي تان را كوتاه تر از مسيري كه در يك روز معمولي پياده روي مي كنيد انتخاب كنيد. مي شود گفت كه زمان مورد نياز براي يك طبيعت گردي نرمال ساعتي حدود ۳ كيلومتر است كه البته اين بسته به توان بدني متغير است. براي تخمين درست اين زمان علاوه بر طول مسير بايد شيب ها را نيز در نظير بگيريد. مطمئن باشيد كه بعد از دو سه سفر طبيعت گردي، خودتان متوجه خواهيد شد كه براي هر مسير چه زماني نياز خواهيد داشت.
۲- خودتان را مسير آشنا كنيد.

مطالب مرتبط:
فرق بين طبيعت گردي و كوهنوردي چيست؟

فوت و فن هايي درباره عكس گرفتن در سفر

هنگامي كه مسيري براي طبيعت گردي انتخاب كرديد، نقشه اي از منطقه پيدا كنيد و گزارشات و داده هاي موجود را مطالعه كنيد. از منابع آنلاين موجود استفاده كنيد. در مورد اينكه نقطه شروع و پايان مسير كجاست اطلاعات كسب كنيد. اگر امكان دارد كه در جايي از مسير اشتباهي مسير ديگري را دنبال كنيد آن را يادداشت كنيد و يا روي نقشه علامت بزنيد. همچنين مي توانيد با اينكار محل مناسبي براي صرف ناهار انتخاب كنيد و با برنامه ريزي در زمان مناسب به آن جا برسيد.
مسير طبيعت گردي
۳- آب و هوا را چك كنيد

از ديگر نكات مهم براي طبيعت گردي علاوه بر شناسايي مسير، آگاه شدن از وضعيت آب و هوايي است. چك كردن آب و هوا هم در موقع انتخاب مسير هم چند ساعت قبل از زماني كه مي خواهيد سفرتان را شروع كنيد، به شما اين امكان را مي دهد كه به خوبي لباس هاي مورد نيازتان را انتخاب كنيد.
۴- حتما به يك فرد آشنا بگوييد كه كجا مي رويد

بسيار مهم است كه كسي كه در طول سفر همراهتان نيست، برنامه را بدانيد و در زمان نگراني بتوانيد براي كمك اقدام كند. در نظر داشته باشيد كه منظورمان از “زمان نگراني” چندين ساعت بعد از زماني است كه قرار بوده مسير راه پيموده باشيد. زيرا چند ساعت تاخير مي تواند دلايلي مثل پياده روي آرام تر از حد معمول، منظره هاي ديدني و شايد آسيبي سطحي در پايتان باشد. اما زماني كه اين چند ساعت نيز سپري شدند و خبري از شما نشد، آن شخص ميتواند اقدامات لازم را انجام دهد.
كمپينگ
۵- اين ۱۰ لوازم ضروري همراهتان باشد.

۱۰ ملزومات سفر به تدريج از يك ليست از موارد به يك ليست از سيستم‌ها تبديل گشته است. اين نكات مهم براي طبيعت گردي سيستم هايي هستند كه بايد در سفرتان با شما باشند كه در معرض خطر بالقوه بتوانيد از آن ها استفاده كنيد. بسته به طول و دورافتاده‌گي پياده روي شما، اين سيستم را گسترش داده يا به حداقل برسانيد. به عنوان مثال، در يك مسير كوتاه تابستان در نزديكي خدمات ديگر، يك پتو نجات جمع و جور كافي است. با اين حال، يك طبيعت گردي زمستاني طولاني نيازمند لوازم بيشتري است. در اينجا ۱۰ سيستم ضروري وجود دارد:

    راهنماي مسير (نقشه و قطب نما)
    لوازم حفاظت از خورشيد (عينك آفتابي و كرم ضد آفتاب)
    لباس اضافي
    نور (چراغ جلو / چراغ قوه)
    كمك‌هاي اوليه
    آتش (كبريت‌هاي ضدآب/فندك/شمع)
    كيت تعمير و ابزار
    تغذيه (مواد غذايي اضافي)
    آبرساني (آب اضافي)
    پناهگاه اضطراري (چادر/روكش چادر/كيسه زباله)

اين ليست ممكن است دلهره آور باشد، اما هنگامي كه شما آن را در طبيعت گردي خود جاي دهيد، مي بينيد كه زياد هم بد نيست. بسياري از اين موارد چيزي است كه شما براي رفتن به يك پيك نيك بسته بندي مي كنيد.
وسايل زمستاني طبيعت گردي
۶- كفش و جوراب مناسب بپوشيد

درد پا، كافي است تا يك سفر طبيعت گردي، به خاطره ناخوش آيندي تبديل شود. اگر مي‌خواهيد نكات مهم براي طبيعت گردي را ياد بگيري بايد به اين مورد نيز توجه كنيد كه كفش و جوراب با كيفيت براي سفرتان خريداري كنيد. البته منظور ما از كفش خوب، بوت يا چكمه هاي سنگين نيستند، بلكه كفش هاي سبك بسيار خوبي در بازار وجود دارند كه به نسبت كفش هاي قديمي بسيار سبك‌تر و كارآمدتر هستند. همچنين در خريد جوراب بي اعتنايي نكنيد و لطفا جوراب نخ را فراموش كنيد! جوراب هاي پشمي و يا درست شده از مواد مصنوعي آن هايي هستند كه به كارتان مي آيد.
۷- لباس هاي مناسب را فراموش نكنيد

زماني كه خيالتان از كفش سفر راحت شد نكته مهم ديگر اين است كه لباسي انتخاب كنيد كه براي يك سفر طبيعت گردي بهترين باشد. از هر نوع لباس نخي دوري كنيد. پارچه هاي نخي به آساني مرطوب مي گردد و در همان حالت باقي مي ماند تا جايي كه در نهايت شما احساس خيسي مي كنيد. در عوض پارچه هايي با الياف مصنوعي را انتخاب كنيد. براي اينكه به راحتي با آب و هوا و درجه حرارت تنظيم شويد، لايه لايه لباس بپوشيد كه در صورت گرما آن را كم و يا در سرما لايه اي به آن اضافه كنيد. در نهايت، يك لايه گرم اضافي را براي مواقع بسيار ضروري (ترجيحا بادگير) با خود به همراه ببريد.
طبيعت گردي
۸- سبك سفر كردن را در خاطر بسپاريد

حالا كه به بخش مهمي از نكات مهم براي طبيعت گردي آشنا شنيد، بهتر است به بسته بندي سبك لوازم اشاره كنيم. اين به معني اين است كه براي خريد هر چيزي سبك بودن آن را در نظر بگيريد. براي مثال به جاي اينكه يك قوطي ضدآفتاب معروف گران قيمت كه در حراجي خريده ايد را برداريد، يك ضدآفتاب كوچك سفري انتخاب كنيد. با انتخاب تمام اين جنس هاي سبك در نهايت متوجه مي شويد كه چقدر وزن كوله تان، فرق كرده است.
۹- هيچ ردي از خود به جاي نگذاريد

مي توان گفت كه اصلي ترين نكات مهم براي طبيعت گردي اين است كه طبيعت را همانطور كه در آن قدم گذاشته ايد رها كنيد. اين به معني آن است كه طبيعت براي همه است و هر كسي كه از آن استفاده مي كند بايد آن را طوري نگه داري كند كه براي فرد بعدي نيز همان تجربه خوش آيندي كه براي او داشته است، به وجود بيايد.

:: موضوعات مرتبط: طبيعت گردي
:: برچسب‌ها: طبيعت،مسير،لوازم،ورزش،نكات،
 



غذاهاي سنتي ايراني
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۱۲:۲۷:۳۶
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

سنت غذا خوردن، از ماندگارترين ميراث‌هاي فرهنگ و تمدن ايرانيان است كه همچنان، همچون يك آيين و رسم تخطي ناپذير بجا آورده مي‌شود. در ايران هيچ آيين و مراسمي وجود ندارد كه در آن غذا خوردن جايگاهي نداشته باشد. عصر تكنولوژي و دنياي مدرن حتي در غذا خوردن افراد هم تأثير گذاشته است. باوجوداينكه هنوز پدربزرگ‌ها و پدرانمان، از سفره‌هاي بلند پهن شده روي قالي دستباف مي‌گويند و خاطرات نه‌چندان دورشان را تعريف مي‌كنند، اما امروز ديگر از آن سفره‌هاي بلند و سرشار از صميميت خبري نيست.

مهم اين است كه عناصر فرهنگي كه باتجربه و زحمت در طول هزاران سال به‌دست‌آمده اين‌چنين فراموش نشود. زنان در واقع مهم‌ترين طبقه اجتماعي هستند كه مي‌توانند با سيستم تغذيه سنتي و محلي به‌خوبي آشنايي كامل يابند و به همه مزاياي علمي اين سيستم آشنا شده و تمامي نسخه‌هاي غذايي محلي و سنتي را به فرزندانشان آموزش دهند و آن را به‌منزله يك افتخار بزرگ تلقي كنند. اين عمل خود نوعي انتقال فرهنگي مثبت از نسل فعلي به نسل جوان است. در غذاي سنتي ايراني خبري از روغن فراوان و برنج به مقدار زياد نبود و برعكس حبوبات و انواع سبزي‌هاي فصلي و محلي در سفره  جا داشت. درحالي‌كه در فست‌فودها اصول تغذيه سالم كمتر رعايت شده و يك مثال بارز چربي فراوان براي سير كردن مصنوعي مشتري و كاهش مصرف سبزيجات كه مملو از  مواد معدني و مقوي لازم كه بدن به آن نياز شديد دارد، مثال ديگري است.


تعريف غذاي سنتي
در يك نگاه كلي، غذاهاي سنتي به آن دسته از غذاهايي گفته مي‌شود كه در يك كشور از دوران گذشته مصرف مي‌شد و نسل به نسل انتقال‌ يافته است. به عبارتي اين نوع غذاها را مي‌توانيم در برنامه غذايي اجداد بسيار دور خود بيابيم! اين غذاها ساده و درعين‌حال غني از مواد مغذي بوده و اغلب به‌طور طبيعي و با تفكر تهيه مي‌شدند. اگر بخواهيم ويژگي‌هاي كلي غذاهاي سنتي را برشماريم، مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:
* غذاهايي كه با مواد اوليه طبيعي طبخ مي‌شدند و فرآوري و بسته‌بندي‌شده نبودند؛
* غذاهايي كه تاريخچه طولاني به‌عنوان حافظ سلامت داشتند؛
* غذاهايي كه به لحاظ محتواي مواد مغذي، كامل و غني بودند؛
* غذاهايي كه حاوي مواد ساده و اساسي در برنامه غذايي هستند مانند گوشت و ماكيان، تخم‌مرغ، غلات كامل، ماهي، حبوبات، سبزيجات، ميوه‌ها، مغزها و دانه‌ها و چربي‌ها.
از ويژگي‌هاي بارز غذاهاي سنتي ايراني، مصرف انواع مواد غذايي از گروه‌هاي غذايي مختلف است و اين دقيقاً مطابق با همان توصيه‌هايي است كه امروزه در مورد مصرف متنوع و متعادل مواد غذايي از گروه‌هاي هرم غذايي ارائه مي‌شود

مواد غذايي سنتي به كدام مواد اطلاق مي‌شود؟
* گوشت حيواناتي مانند گاو، بز  و گوسفند و ماكياني كه در چراگاه‌هاي طبيعي تغذيه مي‌شوند.
* ماهي‌هايي كه در درياي آزاد و بدون آلودگي زندگي مي‌كنند؛
* تخم‌مرغ‌هايي كه به‌صورت طبيعي پرورش مي‌يابند؛
* لبنيات خام كه تحت فرآيند پاستوريزاسيون و هموژنيزاسيون قرار نمي‌گيرند؛
* غلات كاملِ خيسانده شده، جوانه‌زده، يا با روش خميرترش تهيه‌شده؛
* سبزيجات و ميوه‌هاي ارگانيك؛
* چربي‌هايي مانند كره، پيه گاو و ساير حيوانات، روغن نارگيل و زيتون؛
* مغزها و دانه‌هاي خام؛
* شيرين‌كننده‌هاي طبيعي مانند عسل، شربت‌هاي گياهي، ميوه‌هاي خشك؛
* نمك دريايي تصفيه نشده كه غني از مواد معدني است؛
* گياهان خشك و ادويه‌هاي تازه و طبيعي.


تركيب سنتي وعده‌هاي غذايي در ايران
صبحانه در فرهنگ غذايي سنتي ايران، شامل انواع نان‌ها مانند نان سنگك (تهيه‌شده از آرد كامل) و نان محلي، كره، پنير و انواع مربا است. ساير انواع غذاهايي كه به‌عنوان صبحانه مصرف مي‌شد شامل حليم، آش، عدسي، لوبيا و كله‌پاچه بود. ناهار و شام، در سنت‌هاي غذايي ايران جايگاه متمايزي از يكديگر نداشته و براي طبخ غذا در هردوي اين وعده‌ها وقت و توجه زيادي صرف مي‌شد. بطوريكه درنهايت تركيبي از همه انواع مواد غذايي از گياهان، گوشت و حبوبات گرفته تا لبنيات و سبزيجات، در تعادل مناسبي با هم در غذاي طبخ شده نمودار مي‌گشت. مواد غذايي عمده در برنامه غذايي سنتي ايران شامل حبوبات، انواع سبزيجات (در تهيه انواع آش)، گوشت‌ها، پنير و نان بودند.

 
فسنجان

غذاهاي سنتي در ايران
در ايران نيز مانند هر كشور ديگري، انواع مختلفي از غذاهاي سنتي و بومي وجود دارد كه تاريخچه هركدام از آن‌ها بسيار پرمعناست. غذاهايي كه با توجه به ويژگي‌هاي طبيعي و جغرافيايي و فرهنگي همان منطقه، طبخ و مصرف مي‌شد. در بين كشورهاي خاورميانه و آسياي غربي، روش طبخ غذا در ايران، بسيار منحصربه‌فرد است. غذاي سنتي در ايران در طي ساليان دراز، نه‌تنها تحت تأثير فرهنگ غذايي كشورهاي همسايه‌اي چون قفقاز، يونان، روسيه و منطقه خاور نزديك بوده، بلكه به‌طور بسيار مشهودي، فرهنگ غذايي كشورهاي همسايه مانند تركيه را نيز متأثر از خود كرده است. در طبخ غذاي سنتي ايرانيان، برخي از مواد گياهي جايگاه خاصي داشتند مانند: آلو، انار، به، آلوبخارا، زردآلو و كشمش. يك بشقاب ايراني، به‌طور عمده شامل برنج و گوشت‌هايي نظير گوشت بره، مرغ يا ماهي؛ سبزيجاتي چون پياز، جعفري و انواع گياهان و مغزها بود. براي ايجاد طعم و مزه بهتر در غذا، از طعم‌دهنده‌هايي مانند زعفران، ليموعماني و دارچين استفاده مي‌شد. انواع متفاوتي از غذاها شامل چلوكباب‌ها (برنج همراه با گوشت‌هاي كباب شده مانند كباب‌برگ، كوبيده، جوجه، ششليك، سلطاني، چنجه)، خورشت‌ها (مانند قورمه‌سبزي، قيمه، فسنجان)، آش‌ها، كوكوها، پلوها (مانند لوبياپلو، آلبالوپلو، سبزي‌پلو، زرشك‌پلو، باقالي‌پلو) و انواع سالادها، شيريني‌ها و نوشيدني‌ها، در مناطق مختلف ايران مصرف مي‌شد. از ويژگي‌هاي بارز غذاهاي سنتي ايراني، مصرف انواع مواد غذايي از گروه‌هاي غذايي مختلف است و اين دقيقاً مطابق با همان توصيه‌هايي است كه امروزه در مورد مصرف متنوع و متعادل مواد غذايي از گروه‌هاي هرم غذايي ارائه مي‌شود. به‌ويژه گروه سبزيجات و ميوه‌ها، به‌عنوان منبع ويتامين‌ها و املاح و مواد آنتي‌اكسيدان، كاربرد زيادي در برنامه غذايي سنتي ايران داشته است.

 
دوغ

نوشيدني‌هاي سنتي رايج در ايران
چاي به‌عنوان اصلي‌ترين نوشيدني، اغلب با ميوه خشك، كلوچه و شيريني و به‌صورت روزانه در بيشتر خانه‌هاي ايراني مصرف مي‌شد. علاوه بر چاي سياه، انواع ديگري از چاي مانند چاي آلبالو، چاي‌دارچين و زنجبيل، نيز بسيار رايج بود.

دوغ، نوشيدني تهيه‌شده از ماست نيز در بين عموم طرفداران زيادي داشت. علاوه بر اين، در گذشته مصرف انواع دم‌نوش‌هاي گياهي و شربت‌هايي كه از گياهان به‌طور طبيعي تهيه مي‌شد، از جايگاه ويژه‌اي برخوردار بودند.
 
وضعيت موجود در مصرف غذاي سنتي و بومي
با نگاهي به وضعيت موجود در عادات غذايي جامعه ايراني، بسيار ساده و سريع متوجه مي‌شويم. غذاهاي سنتي به‌جز در روستاها و شايد در شهرهاي كوچك، جايگاه ويژه‌اي مانند آنچه در گذشته دارا بود، ندارند. تغذيه در ايران دچار نوعي گذار از غذاهاي سنتي و بومي به سمت غذاهاي آماده و غربي شده است و همين تغييرات در نوع غذا خوردن افراد، موجب ايجاد اثرات منفي بر وضعيت سلامت آنان گشته است. يكي از دلايل رواج انواع بيماري‌ها مانند چاقي، بيماري‌هاي قلبي عروقي، ديابت و سرطان، كه آن‌ها را به‌عنوان بيماري‌هاي تمدن مي‌ناميم، همين تغييرات در نوع تغذيه جوامع است. اگر از فرزندانمان بخواهيم كه چند نوع غذا را نام ببرند، با احتمال بسيار زياد، تعداد غذاهاي صنعتي و فست‌فودهايي كه در اين بين نام برده مي‌شود، از تعداد غذاهاي سنتي بيشتر است و اين جايگاه فراموش‌شده غذاهاي سنتي را به ما خاطرنشان خواهد كرد. بايد انگيزه‌اي براي افراد جامعه فراهم نمود تا خانواده‌ها هر چه بيشتر به شناخت غذاهاي سنتي و بومي كشور و منطقه محل سكونت خود پرداخته و مصرف آن‌ها را جايگزين فست‌فودها نمايند. اميد است با اصلاح وضعيت تغذيه و بازگشت به غذاهاي سنتي سالم و طبيعي بتوانيم جامعه‌اي سالم، شاداب، كارآمد و روبه پيشرفت داشته باشيم.

:: موضوعات مرتبط: غذاهاي محلي
:: برچسب‌ها: ،
 



هتل ها و انواع آنها
نوشته شده در ۱۸ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۰۹:۵۱:۳۸
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

شايد اين پرسش براي شما بارها پيش آمده باشد كه اصطلاحاتي كه آژانس هاي مسافرتي درباره هتل ها به كار مي برند به چه معنايي ميباشند؟ تفاوت FB با All در چيست؟ تفاوت تخت Twin با King در چيست؟ Resort به چه معني ميباشد؟ سعي كرديم در اين پست به تمامي ابهامات شما پاسخ بدهيم تا با اطلاعات كامل تري نسبت به انتخاب هتل خود اقدام نماييد. با ما همراه باشيد :


متل Motel:
متل تلفيقي است از دو واژه Motor و Hotel و اساساً ماهيت بين راهي داشته و معمولاً خارج از شهرها قراردارد . در تعريف متل مي توان گفت كه هتلي است كه در آن مسافران مي توانند با خودروي شخصي وارد شده و حتي خودرو را مقابل درب اتاق خود پارك نمايند . يكي از مشخصه هاي اصلي متل ها عدم وجود لابي در آنهاست چرا كه ميهمانان به مجرد وارد شدن به متل بدون نياز به پياده شدن كليد اتاق خود را از رسپشن دريافت نموده و مستقيماً به سمت اتاق خود رانندگي مي نمايند.

هتل پانسيون Hotel Pension:
درشهرواقع شده و تعدادي اتاق ، سالن غذاخوري ـ به اندازه اي كه بتواند غذاي ساكنان اتاقها را تأمين نمايد ـ كتابخانه و سالن مطالعه و اتاق تلويزيون درآن پيش بيني وآماده شده است. پانسيون معمولاً اتاق را به صورت ماهانه و يا سالانه اجاره داده و مشتريان ديگري را از خارج هتل براي صرف غذا نمي پذيرد . بر همين اساس معمولاً سالن غذاخوري پانسيون فقط به اندازه احتياج اتاق ها در نظرگرفته مي شود . درپانسيون ها مقرارت خاصي وجود دارد و مسافران مي بايست در ساعات معيّني براي صرف صبحانه ، نهار و شام سرميزحاضرشوند وتا ساعت مشخصي نيز درب ورودي پانسيون باز است.

ريزورت هتل Resort Hotel:
به هتل هايي اطلاق مي شود كه معمولاً نزديك چشمه هاي مواد معدني و يا ساحل قرار دارند. (هتل هاي مخصوص استراحت )

هتل آپارتمان Apartment Hotel:
هتل مكانى است براى اقامت تا در آن از مسافر پذيرايى شود. حال اگر امكان پذيرايى در هتل كاهش يابد ، هتل آپارتمان شكل مي گيرد . در هتل آپارتمان ها وسايل آشپزى وجود دارد و نيازى به رستوران احساس نمى شود . اقامت در هتل آپارتمان بسيار شبيه به اجاره آپارتمان است با اين تفاوت كه قرارداد اجاره اي وجود ندارد و مسافر هر وقت بخواهد مي تواند با هتل تسويه حساب نموده و آنجا را ترك نمايد . بر خلاف هتل ها كه داراي شرايط سختي هستند هتل آپارتمانها داراي انعطاف پذيري بالائي بوده و انواع بسيار متفاوتي دارند . معمولاً شبيه هتل ها ساخته مي شوندو داراي تعداد زيادي آپارتمان مي باشند . دوره اقامت در آنها بسيار متفاوت بوده و از چند روز تا چند ماه متغير است .معمولاً قيمت آنها از هتل هاي هم رديف پايين تر است مسافريني كه در آن اقامت مي گزينند آنرا به مثابه خانه خود انگاشته كه موقتاً از محل اصلي زندگي آنها به دور است . بنابراين هرآنچه كه در خانه فراهم است ممكن است در هتل آپارتمان نيز فراهم باشد

انواع هتلها بر حسب ستاره
هتل هاي 2 ستاره :
تميزي و راحتي و دكوراسيون منظم و هماهنگ از الزامات اين هتل ها مي باشد . ارائه رتبه دو ستاره مستلزم داشتن بعضي و نه همه موارد زير مي باشد:


خانه داري بسيار خوب ، دكوراسيون جذاب و وجود تلويزيون رنگي در تمام اتاقها ، مبلمان با كيفيت، داراي رستوران با قابليت ارايه سرويس در هر وعده غذايي ، استخر شنا ، خدمات رساني به اتاق ها ، ورودي هتل با ظرفيت مناسب ، تخت هايي با اندازه معمولي و بزرگتر ، سرويس حمام خوب و زيبا ، قفسه هاي كافي ، امكانات تفريحي ، حوله و صابون با كيفيت بالا ، پرسنل آموزش ديده و لاندري و روم سرويس .

هتل هاي 3 ستاره :
در هتل سه ستاره خدمات به طور كامل ارايه مي گردد و به طور شايسته مديريت مي شود ، اين نوع هتل ها داراي چشم انداز زيبا و امكانات گسترده اند . ارائه رتبه سه ستاره مستلزم داشتن بعضي و نه همه موارد زير مي باشد :

نظافت و خانه داري و نگهداري عالي ، هال ورودي بزرگ با طراحي جذاب ، فضاي پذيرش فعال 24 ساعته ، اتاق هاي بزرگ و راحت ، بدون سر و صدا با نور كافي و فضاي نشيمن با دكوراسيون جذاب و گاهي نقاشي روي ديوار، مبلمان با كيفيت بالا ، سيستم مركزي تهويه هوا و سيستم حرارتي ، اتاق هاي مفروش شده با كيفيت بالا و داراي تشك هاي عالي ، ترموستات كنترل درجه دما ، سرويس حمام زيبا كه بعضي از آنها داراي وسايل آرايشي ، صابون وحوله با كيفيت عالي است ، داراي سوئيت اتاق لوكس ، محدوده زماني گسترده جهت سرويس دهي به اتاق ها ، وجود دو دستگاه تلفن در اتاق يكي كنار تخت و ديگري در حمام يا روي ميز ، استخر شنا در محوطه ساختمان يا نزديك آن ، خدمات بيدار كردن ، وجود بيش از يك رستوران با غذاي عالي ، امكانات تفريحي براي ميهمان از قبيل سونا ، گلف و . . . ارايه خدمات ويژشه از قبيل اتاق ملاقات ، پارك اتومبيل توسط مستخدم .

هتل هاي 4 ستاره :
اين هتلها نه تنها بايد كليه خدمات لازم را ارائه دهند بلكه بايد از خود هويتي داشته باشند . تأمين راحتي و آسودگي ميهمانان هدف اصلي كاركنان مي باشد ، آنها آموزش ديده، كارآمد و آگاه و مؤدب مي باشند اين نوع هتل ها داراي امكانات متنوعي هستند . ارائه رتبه چهار ستاره مستلزم داشتن بعضي و نه همه موارد زير مي باشد :

خانه داري و نگهداري فوق العاده از هتل ، اتاق و فضاي سبز ، طراحي ساختمان بصورت خاص و جالب ، هال ورودي لوكس، مبلمان بسيار خوب ، فضاهاي عمومي ، آثار هنري ، كيفيت بالاي فرش و گل تازه ، چشم انداز محيط طبيعي و فوق العاده ، فضاي مناسب و دكوراسيون جذاب براي پذيرش ، رزوراسيون بسيار سريع و كارآمد ، كاركنان متعهد با يونيفرم ، وجود دربان ، مديريت متخصص ، تجهيزات عالي رستوران و غذاهاي متنوع ، خدمات رساني عالي به اتاقها ، وجود اتاقهاي بزرگ با نور كافي و مبل مناسب و زيبا ، داراي تلويزيون و دكوراسيون عالي و تزئين شده با كارهاي هنري ، دو تلفن يكي در كنار تخت و ديگري روي ميز ، داراي تشك راحت و پتوي اضافه و تخت هاي بزرگ و معمولي، سرويس دهي بصورت دو مرتبه در روز به اتاق ها ، حمام بسيار تميز با صابون وسايل آرايش و حوله ، جعبه كمك هاي اوليه ، آيينه مناسب جهت اصلاح و آرايش، سيستم خشك كن دست ، در اختيار قرار دادن لباسهاي راحت به ميهمانان ، سيستم روشنايي هوشمند در حمام و اتاق خواب و ساير امكانات مثل حمل و نقل ، روزنامه رايگان و ...

هتل هاي 5 ستاره:
اين نوع هتل ها در رديف اول قرار دارند . قوانين واستاندارد مربوط به هتل پنج ستاره و كيفيت آن همواره بايد ثابت نگه داشته بشود . ارائه رتبه پنج ستاره مستلزم داشتن بعضي و نه همه موارد زير مي باشد :

معماري و دكوراسيون زيبا و منحصر به فرد ، نگه داري و خانه داري منحصر به فرد و مستمر ، داراي بيش از 100 اتاق ، هال ورودي ، اتاق مهمان ، فضاي عمومي تزئين شده با كارهاي هنري ، مفروش شده با كيفيت بالا ، لابي بسيار زيبا ، دفتر پذيرش بسيار منظم در فضاي كافي و آرام ، داراي نگهبان و سرويس 24 ساعته ، پرسنل آموزش ديده و متعهد ، تزئين اتاقها با استفاده از اشياء عتيقه ، داراي 3 تلفن ( كنار تخت ، روي ميز و داخل حمام ) ، تميز كردن اتاق بصورت دو مرتبه در روز ، سرويس حمام زيبا و مدرن ، داراي رستوران عالي و غذاهاي متنوع و سرويس غذا دهي ، امكانات رستوران جذاب ، سرويس حمل و نقل ، مغازه و فروشگاه پوشاك ، يخچال در داخل اتاقها با انواع .

كاركنان در هتل 5 ستاره : بسيار مرتب و يونيفرم پوشيده با لباسهاي شيك ، مؤدب وآگاه و كارآمد و روابط عمومي خوب ، نسبت به رفع نيازهاي مهمانان متعهد هستند و بسيارعالي سرويس مي دهند . داراي مدير حرفه اي و متخصص ، سازگاري و هماهنگي سرويس ها ، تداوم نگهدارى وخانه داري بي عيب و نقص اجزاء اصلي و اساسي براي حفظ درجه 5 ستاره مي باشند .

نكته مهم : نكته مهم درباره ستاره هتل ها و هتل آپارتمان ها اينست كه « هتل ها را از يك تا 5 ستاره طبقه بندي مي نمايند در حالي كه مهمانپذير ها، مهمانسراها و هتل آپارتمان ها را از يك تا 3 ستاره طبقه بندي مي نمايند . به تعبيرى ديگر هتل آپارتمان 3 ستاره با هتل 5 ستاره برابرى مى كند و اين دو نوع از مراكز اقامتى از نظر كيفيت و خدمات دهى در گروه خودشان بهترين هستند.»

انواع هتل:
هتل تجارتى Commercial Hotel
هتل حومه شهر Sub-urban Hotel
هتل شهرى Urban Hotel
هتل با فضاى بازميانى Atrium Hotel
هتل بزرگ Meca Hotel
هتل گرد همايى Convention Hotel
هتل فرودگاه Air port Hotel
هتل مسكونى براى مهمانانى كه اقامت طولانى دارند Lodging Type Hotel
هتل بازيهاى شبانه Night Clup Hotel
هتل سوپر لوكس Super Lux Hotel
هتل تمام سوئيت Suite Hotel
هتل باسوئيت هاى يك طبقه هاى پراكنده BungalowSuite Hotel
متل بين راهى Motel
متل متوسط ميان راه Motor inn
هتل ارزان قيمت Budget inn
هتل تفريحى Resort Hotel
هتل آپارتمان Apartment Hotel
هتل مالكيت زمانى مشترك Time Sharing Hotel
هتل مالكيت مشترك Condominium Hotel
پانسيون Boarding House
مهمانسرا Guest House
مسافر خانه، استراحتگاه Hostel
خوابگاه Dormitory
هتل كازينو Hotel Cazino

   هتل‌ ها و انواع آنها,انواع هتل‌,اطلاعات كامل درمورد هتل‌ ها

 انواع اتاق هاي موجود در هتلها
سوئيت اداري Office Suite
سوئيت كنفرانس Conference Suite
سوئيت كوچك Mini Suite
سوئيت معمولي Junior Suite
سوئيت دو لوكس Deluxe Suite
سوئيت دوبلكس Doublex Suite
سوئيت مسافرين مهم Vip Suite
سوئت مجلل Imperial Suite
سوئت محصور Pent house Suite
سوئت ماه عسل Fiesta Suite
سوئيت ماه عسل (براي اقامت ) Dolcevita Suite
سوئيت يك نفره Single Suite
كابانا Cabana
استوديو Studio
آپارتمان Apartement
بنگلو Bungalow
اتاق هاي دور Remote Function
اتاق هاي تو در تو Connected Room
اتاق با بالكن Balcony Room
اتاق با استخر خصوصي Room With Private Pool
اتاق ضيافت Banquet Room
اتاق خانواده Family Room
واحد هاي فاميلي Family Units
اتاق معمولي با حمام Room With Bath
اتاق با چشم انداز جنگل Woods View Room
اتاق معمولي بدون حمام Room Without Bath
اتاق نشيمن يا سالن پذيرايي Parlor

انواع اتاق
اتاق يك نفره : اتاق يك نفره كه سينگل ناميده مي شود . داراي يك تخت مي باشد و اختصاراً با علامت SGL نشان داده مي شود .

اتاق دو نفره : اتاق دو نفره كه دبل يا توئين ناميده مي شود . دبل يعني اتاقي كه يك تخت دو نفره به هم چسبيده دارد و توئين اتاقي است كه دو تخت مجزا دارد و اختصاراً با علامت DBL نشان داده مي شود .

اتاق سه نفره :اتاق سه نفره كه تريپل ناميده مي شود . داراي 3 تخت تك نفره و يا يك تخت تك نفره و يك تخت دونفره به هم چسبيده مي باشد و اختصاراً با علامت TPL نشان داده مي شود .

سوئيت Suite: به اتاقي گفته مي شود كه قسمت جلوي آن مختص پذيرايي و پشت آن اتاق خواب قرار گرفته است ، در بعضي از هتل ها قسمت پذيرايي در پايين و چند پله بالاتر اتاق خواب و حمام قرار دارد ( دوبلكس ) البته مي توان در سوئيت يك آشپزخانه كوچك نيز داير نمود .

آپارتمان Apartment :عبارت است ازيك هال و پذيرايي با يك ، دو و يا سه اتاق خواب كه هر كدام داراي دو تخت است . در صورتي كه دواتاقه باشد، معمولاً يك اتاق ( دبل ) يك تخت دو نفره و اتاق ديگر توئين، دو تخت يك نفره خواهد داشت .هر آپارتمان يك حمام مشترك دارد و يك آشپزخانه كوچك.معمولاً در قسمت پذيرايي به تعدادكافي صندلي يا مبل راحتي وجود دارد.

استوديو Studio : به اتاقهايي گفته مي شود كه در بدو ورود به شكل اتاق پذيرايي ديده مي شود ولي در صورتي كه مبلها يا كاناپه ها را به صورت تختخواب در آورند حكم اتاق خواب را خواهد يافت، از اين رو روزها اتاق پذيرايي و شبها اتاق خواب است .البته كاناپه ها طوري ساخته شده اند كه مي توان بالش و پتو و ملحفه را داخل آن جاي داد. اتاق استوديو حمام نيز دارد، استوديو مي تواند آشپزخانه كوچكي نيز داشته باشد .

كانكتد روم Connected Room : دو اتاق تودرتو را مي گويند، هر دو اتاق به راهرو اصلي هتل راه دارد و هر كدام به تنهايي يك اتاق كامل است و حمام جداگانه اي هم دارد، اين دو اتاق به وسيله يك در از وسط به هم متصل است. چنانچه يك خانواده چهار نفره ، چنين اتاقي را درخواست نمايد ، بچه ها در يك اتاق و پدر و مادر در اتاق ديگر اقامت خواهند نمود ، بدون اين كه درب راهرو اصلي را باز كنند، دو اتاق از درب وسط مي توانند با هم در ارتباط باشند.
كابانا Cabana :اتاقي است هم كف، كه پنجره آن به محوطه اي باز مي شود كه متصل به استخر شناست. ساكن چنين اتاقي مي تواند براي تعويض لباس از اتاق مخصوص خود استفاده نمايد .


فيستا سوئيت Fiesta Suite : اين نوع سوئيت ها معمولاً در هتل هائي قرار دارند كه داراي سالن عروسي است و پس از پايان مجلس عروسي ، براي استراحت و خواب در اختيار عروس و داماد قرار مي گيرد . معمولاً مخارج اين سوئيت قبلاً جزو هزينه هاي مجلس عروسي منظور گرديده و حساب جداگانه اي ندارد .


اتاقهاي ديگري هم در هتلها و متلها وجود دارند كه بنا به علاقه وتمايل مسافران دراختيار آنان گذاشته مي شود كه عناوين آنها در جدول "انواع اتاق " آورده شده است .

انواع تخت در هتل
تخت سالن پذيرايى- كاناپه قابل تبديل به تخت Bed- parlor
كاناپه تبديل به تخت Bed-Studio=Convertible Sofa
كاناپه تبديل به تختخواب Convertible Couch
مبل تختخوابشو Sleeping Couch
تخت ديوارى Folding-up bed
تخت تاشو Roll-A-Way-Bed
يك تخت يكنفره Single
دو تخت جداى تكنفره Twin
يك تخت دونفره Double
يك تخت دونفره و دو تخت تكنفره Twin Double
تخت دونفره بزرگ Queen Size
تخت بزرگ King Size
تخت دوبل دوبله Double- Double Bed
تخت با تشك آبى Water Bed
تخت دو طبقه Bunk Beds

انواع تخت هاي موجود در اتاق هاي هتل در جدول "انواع تخت " آورده شده است ليكن در اينجا لازم است مسافرين با تخت اضافه و تخت بچه بيشتر آشنا گردند .

اكسترا بد Extra Bed ـ تختخواب تاشو
چون تعداد افراد بعضى از خانواده ها زياد و بيش از تعداد تختخوابهاى اتاق است، ناچار استفاده از تخت اضافى ناگزير خواهد بود . تختخوابهاى اضافى را اكسترابد مى نامند. اين تختها در طبقات هتل وجود دارد و براساس فرمى كه رسپشن به خانه دارى مى دهد، در اختيار اتاقها گذاشته مى شود. اين تختها از نوع تاشو مى باشند و علت اين كه بايستى طى صدور فرمى تحويل شود اين است كه بابت تخت اضافى، وجه اضافى از مسافر دريافت مى شود كه به حساب اتاق منظور مى گردد. از اين فرم نسخه اى نيز به كشير (صندوق ) مى رود تا وجه تخت اضافى به حساب اتاق نوشته شود .

تختخواب بچه
مسافرينى كه بچه همراه مى آورند، معمولاً نياز به تختخواب بچه دارند، زيرا تختخوابهاى مسافرين براى بچه مناسب نيست و احتمال دارد بچه از روى تختهاى معمولى و مخصوص بزرگسالان به زمين بيافتد . اين نوع تختها هم طى فرمى كه قبلاً اشاره شد به اتاق ، اضافه مى شود و وجه اضافى نيز به حساب منظور مى گردد. تختخواب بچه ،رو تشكى مشمع نيز دارد كه مانع از رسيدن رطوبت از بچه به تشك مى شود.

انواع سرويس در هتل ها
O.R) Only Room): يعني اتاق جهت اقامت بدون هيچگونه وعده غذائي.

B.B) Bed & Breakfast): يعني اتاق جهت اقامت همراه با يك وعده صبحانه در روز.

H.B) Half Board): يعني اتاق جهت اقامت همراه با يك وعده صبحانه و يك وعده نهار يا شام. مثلاً سرويس H.Bدر دبي معمولاً به يك وعده صبحانه و يك وعده نهار اطلاق گرديده در حالي كه همان سرويس در تركيه (منطقه آنتاليا و منطقه درياي اژه) به يك وعده صبحانه و يك وعده شام اطلاق مي گردد.

F.B) Full Board): يعني اتاق جهت اقامت همراه با يك وعده صبحانه ، يك وعده ناهار و يك وعده شام. در بعضي از هتل ها اين سرويس بصورت سرويس Full board plus يعني اتاق جهت اقامت همراه با يك وعده صبحانه ، يك وعده ناهار ، يك وعده شام هنگام صرف ناهار و شام ارائه مي گردد .

ALL ) َAll Inclusive): يعني اتاق جهت اقامت همراه با تمام وعده هاي غذائي شامل صبحانه ، ناهار ، عصرانه و شام و  . اين سرويس معمولاً در هتل هاي واقع شده در شهرهاي ساحلي نظير كوش آداسي ، بودروم ، مارماريس ، آنتاليا و . . . ارائه مي گردد و بسته به نوع ارائه شده مثلاً توليد داخل يا خارج كشور و اينكه در چه ساعاتي از شبانه روز ارائه مي گردد داراي واژه هاي متفاوتي است نظير Ultra All Inclusive و Maximum All Inclusive. در بعضي از هتل هائي كه چنين سرويسي ارائه مي گردد استفاده رايگان از ورزشهاي آبي از قبيل جت اسكي ، اسكي روي آب ، غواصي ، ماساژ و . . . براي يكبار در طول اقامت جزئي از سرويس مي باشد .

اصطلاحات مربوط به سن مسافر
بزرگسال Adult : به افراد بيش از 12 سال اطلاق مي گردد و با علامت اختصاري ADL نشان داده مي شود .


اطفال 2-6 سال Child: كودكاني هستند كه معمولاً در هتل ها به آنها تخت اختصاص نمي يابد و با علامت اختصاري CHD2-6 نشان داده مي شود .


اطفال 6-12 سال Child: كودكاني هستند كه معمولاً در هتل ها به آنها تخت از نوع سفري اختصاص مي يابد و با علامت اختصاري CHD6-12 نشان داده مي شود .


نوزاد Infant: به كودكان زير دوسال اطلاق مي گردد كه معمولاً در هتل ها به آنها تخت اختصاص نمي يابد و با علامت اختصاري INF نشان داده مي شود .

 

:: موضوعات مرتبط: معرفي هتل
:: برچسب‌ها: هتل، انواع،سرويس، اقامت،اتاق،
 



[ ۱ ][ ۲ ]