پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
آمار
امروز : 17
ديروز : 11
افراد آنلاين : 1
همه : 1422
 
كفن و دفن در ايران باستان چگونه بود
نوشته شده در ۲۱ دى ۱۳۹۶
ساعت : ۰۵:۴۸:۵۳
نویسنده : زهرا
نظرات (0)

ايرانيان در دوره‏‌هاي باستان گاه جسد را با موم مي‏ پوشاندند و آن‏گاه آن را دفن مي‏كردند چنانكه در جنوب ايران متداول بود. گاه جسد را مي‏‌سوزاندند و اين عمل به دليل فراواني چوب و وجود جنگل بيشتر در جنوب درياي مازندران و ديگر مناطق پرجنگل انجام مي‏شد. گاهي نيز اجساد را در دخمه‌‏هايي مي‌‏گذاردند تا طعمه ي لاشخورها شوند.

 

گاه نيز اموات را در تابوت‌‏ها يا كوزه‏‌هاي سفالين دفن مي‏‌كردند. پس از فراگيري دين زرتشت و هنگامي كه اين دين به صورت دين رسمي ايرانيان درآمد، سوزاندن، غرق كردن و به خاك سپردن جسد گناه بزرگي شمرده شد.

 

در آيين زرتشت آتش و آب و خاك مقدس هستند اگر جسد را مدفون كنند خاك را آلوده ساخته‌اند و اگر در آب غرق كنند آب را ناپاك نموده‌اند و اگر در آتش بسوزانند با آلوده ساختن اين فروغ آسماني بزرگترين معاصي صورت گرفته‌است.

به عقيده ي پيروان مزديسنا بايد جسد را در دسترس مرغان و جانوران لاشه‌خور قرار داد و يا بالاي برج هاي خاموشي يا دخمه در معرض نابودي گذاشت.

تعدادي از اين دخمه ها قديمي و كهنه بوده و برخي ديگر توسط روانشاد فرزانه “مانكجي ليمجي هاتريا “كه حدود سال ۱۲۳۳ خورشيدي از سوي پارسيان بمبئي براي بهبود وضع اجتماعي و ديني زرتشتيان به ايران آمده بود، ساخته شد كه مدتي هم اين دخمه ها مورد استفاده قرار مي گرفتند. پس از آن در تهران از ميانه دهه ۱۳۱۰ و در كرمان پس از دهه ۱۳۲۰ و در يزد پس از دهه ۱۳۴۰ دخمه ها تبديل به آرامگاه ها شدند.

دخمه، ديوار دايره اي و ضخيمي به شكل برج است كه بر بالاي صخره ها و كوه هاي نه چندان بلند از خشت و گل ساخته شده است و پلكاني زمين هموار را به درب دخمه متصل مي كند.

 

دخمه، ۲ طبقه و داراي چندين اتاق مي باشد كه يكي از اين اتاقها ويژه “آتش سوزها”‌ بوده است. فاصله دخمه از اتاق آتش سوزها حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ متر مي باشد؛ وظيفه آتش سوزها كه معمولا ۲ نفر بوده اند اين بوده است كه از روزي كه تن درگذشته را به داخل دخمه مي سپردند، از سر شب تا بامداد، در آن اتاق كه يك پنجره رو به دخمه داشته آتش روشن كنند و اين آيين از آنجا سرچشمه مي گيرد كه بنابر باور زرتشتيان، روان درگذشته تا ۳ شبانه روز در اطراف و بالاي تن درگذشته در پرواز است و پس از شب سوم به آسمانه پرواز مي كند و در مدت ۳ شب نخست پس از مرگ، روان نبايد از تاريكي و تنهايي بهراسد.

 

خاك‌سپاري
اعتقاد به روح و روان و زندگي پس از مرگ به اشكال گوناگون در سراسر نقاط و مراكز جهان باستان از جمله ايران وجود داشته‌است. بر اساس و مبناي همين اعتقاد در گور مردگان اسباب و لوازم زندگي و خوراك و پوشاك قرار مي‌دادند.

در ادواري قديم‌تر بر اساس شغل متوفا ابزار پيشه‌اش را نيز پهلوي دستش قرار مي‌دادند. اغلب مردگان را در عمق كمي كه گاهي از ۲۰ سانتيمتر نيز تجاوز نمي‌كرد، دفن مي‌كردند. شكل اسكلت‌هايي كه باقي مانده به شكل خميده و منحني است. برخي اوقات مرده را طوري خميده دفن مي‌كردند كه تمام اعضاي بدنش به جانب شكم كشيده شده باشد.

با پيدايش و كشف فلزات، زينت مردگان با اشيا ي طلا و نقره و سنگ‌هاي گران‌بها رسم و شايع شد. اين رسم خدمت مهمي به فهم هنر و دانستني‌هاي ديگر باستان‌شناسان كرده‌است زيرا كه تقريباً تمامي جواهراتي كه از زمان‌هاي باستان به دست ما رسيده‌است از مقابر و گورها يافت شده‌است.

رنگ‌كردن مردگان در ادوار قديم
جسد مرده را با رنگ قرمزي مي‌پوشانيده‌اند كه از اكسيد آهن به دست مي‌آمده و در فلات ايران فراوان بوده‌است. اين نظر هم وجود دارد كه ممكن است زندگان بدن خود را به دلايلي با همين ترتيب رنگ مي‌كردند و چون فوت مي‌شدند، اثر اين رنگ بر بدنشان باقي مي‌مانده‌است. در دوران هاي متأخرتر بجاي اكسيد آهن بر استخوان‌بندي متوفا با رنگي سرخ فام، با گِلِ اُخرا نقش هايي ايجاد مي كردند.

 

كفن و دفن در ايران باستان چگونه بود

 خاك‌سپاري در منازل دفن
مردگان از ايران باستان تا امروز در بعضي موارد تفاوت پيدا كرده و آن اين است كه گاهي در آن زمان مردگان را كف خانه خود متوفي دفن مي كردند. به اين ترتيب كه كف گلين خانه را در حاشيه ديوارها مي كندند و مرده را در آن قرار مي دادند. در خانه هاي اشرافي تر و محكم تر به جاي كف حياط كف اتاق را مي شكافتند.

 

شيوه ساده تدفين پيچيدن مرده در كفن و خاك كردن آن بود. نوع تجملي تر اين بود كه مرده را در كندوي گلي ذخيره آذوقه جاي مي دادند و سپس در گودالي مي گذاردند. ظاهرا براي اين كار از كندوهاي لب پريده و گاهي شكسته هم استفاده مي شده است. براي كودكان خردسال از تشت و لگن و خمره هاي گلي استفاده مي شد.

افراد ثروتمند و متمول ترها مي توانستند از تابوت شخصي كه خود سفارش مي داده اند استفاده كنند.اين تابوت ها معمولاً از گل بود و سرپوشي از تخته داشت . معمولاًشكل تابوت هاي تجملي ايراني ها در قسمت پا مثلثي و در قسمت سر به صورت دايره بود.تابوت هاي مسين بسيارگران قيمت تري هم  به شكل تابوت هاي گلي ساخته مي شد دونمونه كاملا سالم از اين گونه تابوت ها در اور پيدا شده است كه از ابزار و آلات درونشان پيداست كه از دوران هخامنشيان است.

 

در داخل يكي از اين دو تابوت ، تابوت چوبي ديگري به همان شكل تابوت مسيجاي داشت اين يكي نيز از چوب بود.روي تابوت مسي ديگر قوسي از آجر زده بود.
اعتقاد به روح و روان و زندگي پس از مرگ به اشكال گوناگون در سراسر نقاط و مراكز جهان باستان از جمله ايران وجود داشته‌است. بر اساس و مبناي همين اعتقاد در گور مردگان اسباب و لوازم زندگي و خوراك و پوشاك قرار مي‌دادند.

نوارهايي از برنز كه مانند كمربند ميان تابوت را گرفته ، از زيبايي خاصي برخوردار است.در اين نوارها نقش قوچ و گل كنده شده است.تابوت مسيني كه در زيويه به دست آمده نيز شباهت زيادي به اين تابوت دارد.تابوت مسي كه در شوش پيدا شده است بيش تر شبيه به يك وان بيضي شكل است كه لبه دارد و در قسمت پايين گرد نيست.

 

در نزديكي تخت جمشيد گورستاني با ويژگي هاي خاصي پيدا شده است.تابوت ها از سفال و قسمت پايينشان گرد است ، البته قسمت پايين باريك تر از قسمت هاي بالاي تابوت است.سرپوش اين تابوت ها هم از سفال و كمي محدب است.به عقيده باستان شناسان از اين گورستان در زمان هخامنشيان متأخر و همچنين در زمان اشكانيان استفاده مي شده است.

البته در آن زمان هم بين اشراف و فقرا تفاوت وجود داشته مانند امروز كه يكي پيدا مي شود در قبر چند ميليوني مي خوابد و مرده ديگر در قبر ۳۵ هزار توماني.

:: موضوعات مرتبط: تاريخ
:: برچسب‌ها: دفن،خاكسپاري،موم،باستان،جسد،



ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]